یعنی چه
زیرکی به معنای داشتن هوش عملی، عقل و دانایی است که به فرد امکان میدهد موقعیتها را به سرعت تحلیل کرده و بهترین تصمیم را اتخاذ کند. این ویژگی در ادبیات و فرهنگهای مختلف میتواند جنبه مثبت (خرد و تدبیر) یا جنبه منفی (رندی و حیلهگری) داشته باشد.
مترادف
این واژهها همگی بر توانایی ذهنی بالا، درک سریع و هوشمندی در رفتار و تصمیمگیری دلالت دارند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده عدم هوشیاری، سادگی بیش از حد و ناتوانی در درک درست و سریع موقعیتها هستند.
تلفظ
این واژه از ترکیب صفت «زیرک» (به فتح ر) و پسوند مصدری «ـی» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواستهشده، علاوه بر خود واژهٔ «زیرکی»، کلماتی چون کیاست، فراست و ذکاوت نیز به عنوان پاسخ کاربرد دارند.
به انگلیسی
واژههای فوق بسته به بافت متن، به بهترین شکل معنای هوشمندی و زیرکی را در زبان انگلیسی منتقل میکنند.
به عربی
در متون و احادیث اسلامی، واژههای کیاست و فطنت به طور ویژه برای توصیف هوشیاری مثبت و ممدوح مؤمنان به کار رفتهاند.
جمعبندی و توضیح کامل زیرکی
واژه «زیرکی» یک اصطلاح اصیل فارسی است که ریشه در زبان پهلوی (فارسی میانه) دارد و به معنای هوشیاری، تیزفهمی، داشتن درک سریع و توانایی چارهگری در موقعیتهای مختلف زندگی است. این صفت در ادبیات و فرهنگ عامه جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که گاهی در قالب خرد و تدبیرِ مثبت جلوه میکند و گاهی به زرنگی، رندی یا حتی حیلهگری نزدیک میشود. در ادبیات تمثیلی، روباه نماد زیرکیِ همراه با مکر و جغد نماد زیرکیِ برخاسته از دانایی است.
اگرچه خود کلمه «زیرکی» به دلیل فارسی بودن در متن قرآن نیامده، اما مفاهیم معادل عربی آن مانند «فِطنت» و «کِیاست» در تفاسیر و متون دینی بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند؛ از جمله در توصیف هوشمندی بلقیس در مواجهه با هدایای حضرت سلیمان و یا در احادیث نبوی که مؤمن را فردی زیرک، باهوش و محتاط معرفی میکنند. این واژه با کلماتی نظیر ذکاوت، فراست و هوشمندی هممعنی و با مفاهیمی چون پخمگی و سادهلوحی در تضاد است.