یعنی چه
این واژه دو کاربرد اصلی دارد: نخست در حالت اسم تثنیه عربی (حَکَمان) به معنی دو داور، دو قاضی یا دو میانجی است؛ دوم در حالت قیدی با تنوین (حُکماً) که در زبان فارسی به معنای یقیناً، حتماً، قطعاً و از روی ناچاری یا به حکم قانون استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ این واژه بسته به جایگاه ساختاری متفاوت است: در نقش واژه تثنیه به صورت حَکَمان (Hakamān) و در نقش قید تنویندار به صورت حُکماً (Hokman) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه پنج حرفی «حکمان» در پاسخ به راهنماهای «دو داور»، «دو قاضی» یا قید «قطعاً» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به ریشه و نوع کاربرد، برای مفهوم دو میانجی از کلمات دادگاهی و برای مفهوم قیدی از کلمات تأکیدی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه حَکَمان صورت تثنیه مرفوع از حَکَم است و در حالتهای دیگر به صورت حکمین میآید.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این کلمه شامل «دو داور» و «دو میانجی» برای حالت اسمی، و واژههای «حتماً»، «بلاشک» و «بهطور یقین» برای حالت قیدی است.
در قرآن
خود واژه «حکمان» به صورت مستقل در قرآن نیست، اما شکل مفرد و منصوب آن یعنی «حَکَماً» در آیه ۳۵ سوره نساء برای تعیین داور و میانجی میان زن و شوهر به کار رفته است: «فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ أهْلِهَا».
جمعبندی و توضیح کامل حکمان
واژه «حکمان» در زبان و ادبیات فارسی دارای دو هویت و ساختار متمایز است. در حالت نخست، این واژه ریشه در زبان عربی دارد و به عنوان اسم تثنیه (حَکَمان) به معنی دو داور، دو قاضی یا دو میانجی فصل خصومت شناخته میشود. این واژه در تاریخ اسلام یادآور جریان حکمیت و دو حکم معروف آن یعنی ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص است.
در حالت دوم که در زبان فارسی کاربرد روزمره و رایجتری دارد، این واژه به صورت قید تنویندار (حُکماً) به کار میرود. در این ساختار، معنای واژه به مفاهیمی همچون قطعاً، حتماً، یقیناً و بلاشک تغییر مییابد و برای تأکید بر انجام یک کار یا جاری بودن یک قاعده منطقی و قانونی استفاده میشود.