یعنی چه
این عبارت کنایه از ناتوانی و عجز عقل انسان در درک و فهم نهایت ذات، عظمت و شکوه بیپایان الهی دارد. در بافت شعر کلاسیک، بیانگر این است که هرچه بشر در مسیر شناخت گام بردارد، در نهایت به عظمت مطلق خداوند میرسد و فهم او فراتر از جلال الهی نمیرود.
تلفظ
تلفظ این عبارت ادبی به صورت [بَشَرِ ماوَرایِ جَلالَش] است که در آن تمام حروف اصلی واژهها دارای حرکت فتحه هستند و در زنجیره کلام به یکدیگر متصل میشوند.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدولهای شرح در متن یا کلاسیک، این عبارت دقیقاً دارای ۱۴ حرف است که مأخوذ از مصراع معروف دیباچه گلستان سعدی شیرازی میباشد.
به انگلیسی
ترجمه عبارتی و مفهوم کل این مصراع ادبی به زبان انگلیسی دلالت بر این دارد که نوع بشر هیچ چیز در ماورای شکوه و جلال الهی نیافته است.
به فارسی
برگردان روان و ساده این مصراع به فارسی امروزی یعنی: «انسان فراتر و پشت سرِ عظمت و شکوه خداوند چیزی پیدا نکرد» که به محدودیت ادراک انسان اشاره میکند.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات عرفانی و حکمی، نماد فراتعالی بودن (Transcendence) ذات خداوند و محدودیت مطلق عقل و حواس مادی انسان در احاطه بر پروردگار است.
جمعبندی و توضیح کامل بشر ماورای جلالش
عبارت «بشر ماورای جلالش نیافت» یک مصراع کامل از دیباچه گلستان سعدی شیرازی است. شیخ اجل در این بیت به ناتوانی انسان در شناخت کنه ذات باریتعالی اشاره دارد و تاکید میکند که شکوه و عظمت الهی مرزی ندارد که بشر بتواند از آن فراتر رود یا به انتهای آن دست یابد.
از نظر ریشهشناسی، هر سه واژه کلیدی این عبارت یعنی «بشر»، «ماورا» و «جلال» ریشه در زبان عربی دارند اما ترکیب ادبی آنها در شعر فارسی ساختاری منسجم برای بیان معارف عرفانی ایجاد کرده است. این مفهوم اگرچه عینا در قرآن نیامده، اما کاملا همراستا با آیاتی است که بر عدم احاطه علمی انسان به ذات خدا تاکید میکنند.
در نهایت، این گزاره معرفتی یادآور این نکته است که غایتِ شناختِ انسان از خداوند، اعتراف به عجز و ناتوانی در برابر جلال و جبروت اوست و نهایت پرواز عقل بشر، رسیدن به آستانه عظمت الهی است.