یعنی چه
زن حاکم به زنی فرمانروا، ملکه یا حاکمه اطلاق میشود که قدرت سیاسی و زمامداری یک قلمرو، کشور یا نهاد را در دست دارد. این ترکیب وصفی در متون قدیمی گاهی به معنای همسرِ حاکم یا معلمه و سرپرست خانگی (Governess) نیز به کار رفته است.
تلفظ
این عبارت از دو واژه «زن» (با تلفظ زَن) و «حاکم» (با تلفظ حاکِم) تشکیل شده است که با کسرهٔ اضافه به یکدیگر متصل میشوند.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول بر اساس تعداد حروف، واژه «زن حاکم» (۶ حرف) است. از مترادفهای رایج دیگر آن در جدول میتوان به حاکمه، ملکه و شهبانو اشاره کرد.
به انگلیسی
برای واژه زن حاکم در زبان انگلیسی با توجه به نقش سیاسی معادل Female ruler یا Queen regnant استفاده میشود. در متون قدیمی ترجمهای، گاهی به عنوان برابری برای واژه Governess نیز آمده است.
به عربی
در زبان عربی مؤنث کلمه حاکم، «حاکمة» است. همچنین کلماتی مانند ملکة و سلطانة برای اشاره به زن فرمانروا کاربرد گسترده دارند.
در قرآن
خود عبارت ترکیبی «زن حاکم» در قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما مصداق عینی و سرگذشت یک زن فرمانروا در سوره نمل (آیات ۲۲ تا ۴۴) در جریان داستان حضرت سلیمان آمده است. قرآن کریم از بلقیس، ملکه سبا، با تعبیر «إِنِّی وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ» (من زنی را یافتم که بر آنها پادشاهی میکند) یاد کرده که نشاندهنده تدبیر و حکمرانی یک زن در تاریخ است.
جمعبندی و توضیح کامل زن حاکم
عبارت «زن حاکم» یک ترکیب وصفی در زبان فارسی است که از ترکیب واژه فارسی «زن» و واژه عربی «حاکم» (از ریشه حکم) ساخته شده است. این اصطلاح به هر زنی که زمام امور، فرمانروایی یا پادشاهی یک قلمرو را در دست دارد اشاره میکند و مفاهیمی چون ملکه، حاکمه و شهبانو را در بر میگیرد.
از نظر تاریخی و فرهنگی، این مفهوم نمادی از اقتدار سیاسی، تدبیر و استقلال زنان در اداره جوامع است. عالیترین مصداق سرگذشت یک زن حاکم در ادبیات دینی، داستان ملکه سبا (بلقیس) در قرآن کریم است که به عنوان فرمانروایی خردمند و باذکاوت توصیف شده است.
این عبارت در بازیهای فکری و حل جدول کلمات متقاطع کاربرد زیادی دارد و با ساختار ۶ حرفی خود شناخته میشود. علاوه بر جنبه سیاسی، در برخی متون قدیمی این ترکیب به معنای همسرِ شخصِ حاکم یا مدیره و معلمه خانه نیز استفاده شده است.