یعنی چه
واژه قملی یک صفت عربی کهن و بسیار کمکاربرد است که دو معنای اصلی دارد: نخست به ویژگی جسمانی فردی اشاره میکند که قد کوتاه و جثهای کوچک دارد (ریزاندام)؛ دوم در توصیف فردی به کار میرود که پیش از این زندگی بیاباننشینی و بدوی داشته و سپس به جامعه شهری منتقل شده است.
تلفظ
این کلمه در منابع لغتنامه به صورت قَمَلی یا قُمَلی ثبت شده است که صفت نسبتی به شمار میرود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه چهار حرفی به عنوان پاسخ برای راهنماهای «کوتاهقد»، «ریز جثه» یا «عرب بادیهنشین که متمدن شده» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معنای جسمانی آن از معادلهای مرتبط با کوتاهی قد و جثه کوچک استفاده میشود و برای معنای اجتماعی آن اصطلاح شهرنشینشدن بادیهنشینان به کار میرود.
به عربی
این واژه ریشه خالص عربی دارد و صفت مؤنث آن به صورت «قَمَليّة» برای زنان بسیار کوتاهقد استفاده میشده است.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این کلمه شامل اصطلاحات ترکیبی نظیر کوتاهقد، کوتاهبالا، پستقد و همچنین صفتِ شهریشده (پس از بادیهنشینی) است.
نماد چیست
واژه قملی در فرهنگ، ادبیات عرفانی و نمادشناسی سنتی جایگاه یا مفهوم نمادین تثبیتشدهای ندارد و در متون کهن صرفاً به عنوان یک صفت جسمانی یا اجتماعیِ مشخص به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل قملی
واژه «قملی» یک صفت کهن و مهجور عربی است که به لغتنامههای قدیمی فارسی راه یافته اما امروز کاربرد زندهای در زبان گفتاری و نوشتاری ندارد. این کلمه دو معنای مجزا دارد؛ یکی به معنای ویژگی جسمانی فرد کوتاهقد و ریزاندام، و دیگری به معنای فرد بادیهنشینی که به شهرنشینی و تمدن روی آورده است.
از نظر ریشهشناسی، این واژه از ریشه ثلاثی (ق م ل) مشتق شده است. اگرچه خود واژه «قملی» در قرآن کریم نیامده، اما همریشه آن یعنی «القُمَّل» (به معنی آفت یا حشره ریز) در آیه ۱۳۳ سوره اعراف ذکر شده است که با تحول معنایی استعاری، در صفت قملی به معنای جثه ریز و کوچک به کار میرود.
در زبان فارسی معاصر، به دلیل مهجور بودن این کلمه، گاه ممکن است در نگاه اول یا در هنگام تایپ، با واژههای آشناتری مثل «قلمی» (به معنی باریک و کشیده) یا نماد بورسی «فملی» (شرکت ملی صنایع مس ایران) اشتباه گرفته شود.