یعنی چه
فقیر یا بیبضاعت به فردی گفته میشود که در وضعیت مالی نامناسبی قرار دارد و برای تأمین مایحتاج و مخارج اساسی زندگی خود با سختی و تنگنا مواجه است؛ کسی که فاقد سرمایه، دارایی یا درآمد کافی است.
تلفظ
واژهٔ فقیر با فتح فاء و کسر قاف، و بیبضاعت با کسر باء و فتح ضاد تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف میتواند خودِ «فقیر یا بی بضاعت» یا مترادفهایی مثل تهیدست، تنگدست و مسکین باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههای متعددی برای رساندن این مفهوم وجود دارد که رایجترین آنها Poor است.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر واژه فقیر، کلمات مسکین و معوز نیز برای اشاره به شخص تنگدست به کار میروند.
به فارسی
برگردانها و واژههای اصیل هممعنی در زبان فارسی شامل تهیدست، تنگدست، بینوا، ندار، مستمند، بیچاره و کمبرخوردار است. واژه فقیر ریشه عربی دارد و بیبضاعت یک ترکیب فارسی-عربی (پیشوند نفی بی + بضاعت) است.
در قرآن
در قرآن کریم واژه «فقیر» و جمع آن «فقراء» بارها ذکر شده است؛ از جمله در آیه ۱۵ سوره فاطر که به فقر و نیاز ذاتی انسانها به خداوند اشاره دارد: «یا أیها الناس أنتم الفقراء إلى الله». همچنین در آیه ۶۰ سوره توبه، فقرا و مساکین به عنوان نخستین گروههای مستحق دریافت زکات معرفی شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل فقیر یا بی بضاعت
عبارت «فقیر یا بیبضاعت» در زبان و فرهنگ فارسی نشاندهندهٔ وضعیت فردی است که از نظر مادی، دارایی، سرمایه یا درآمد در مضیقه قرار دارد و توانایی تأمین نیازهای اولیه یا رفاهی خود را ندارد. این مفهوم ترکیبی از واژهٔ ریشهدار عربی «فقیر» (به معنی نیازمند) و ترکیب واژگانی «بیبضاعت» (فاقد سرمایه) است که در ادبیات عامه، حقوقی و مذهبی کاربرد فراوانی دارد.
از دیدگاه اجتماعی و فرهنگی، فقر با نمادهایی چون دستِ خالی، کمبود مادی یا پدیدههای مدرنی مانند حاشیهنشینی شناخته میشود. با این حال، در ادبیات عرفانی و متون دینی، این واژه لزوماً بار منفی ندارد؛ بلکه گاهی به عنوان «فقر معنوی» یعنی درک نیاز کامل و همیشگی انسان به لطف و عنایت پروردگار تعبیر میشود که نشانهٔ فروتنی و کمال روح است.