یعنی چه
برجاس در واژهنامههای کهن به معنای نشانگاه و هدفی است که برای تمرین یا مسابقهٔ تیراندازی برپا میکنند. به طور دقیقتر، این واژه به نشانهای اشاره دارد که بر روی یک چوب یا نیزه در هوا بلند میکردند تا تیراندازان آن را هدف قرار دهند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با ضمهٔ حرف اول یعنی به صورت بُرجاس (Borjās) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، کلمهٔ «برجاس» به عنوان طراح سؤال برای راهنماهای 'هدف تیراندازی'، 'آماجگاه بلند' یا 'نشان تیر' کاربرد دارد که پاسخ آن یک کلمهٔ ۵ حرفی است.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی از کلمات مربوط به ورزش تیراندازی و نشانهگیری استفاده میشود.
به عربی
این کلمه در زبان عربی نیز به همین صورت (با جمع تکسیری براجیس) به کار رفته و فرهنگنویسان عرب آن را معرب یا واژهای دخیل دانسته و به معنای هدف تیراندازی معنا کردهاند.
به فارسی
برگردانها و جایگزینهای دقیق فارسی این واژه کلماتی همچون نشانه، آماج، نشانگاه و هدف هستند که در متون کهن به جای یکدیگر نیز به کار رفتهاند.
در قرآن
واژهٔ «برجاس» اصلاً در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ هرچند مفاهیم همراستا با هدف یا نشانه با واژگان دیگری مثل غرض، آیه یا بروج در قرآن مجید دیده میشود.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، برجاس نماد کسی یا چیزی است که در معرض سختیها، مصائب و تیرهای بلا قرار میگیرد. این واژه استعاره از ایستادگی، پایداری و تحمل رنجها در راه یک هدف والا یا عشق است؛ چنانکه سعدی شیرازی میفرماید: «کسان مرد راه خدا بودهاند / که برجاس تیر بلا بودهاند».
جمعبندی و توضیح کامل برجاس
واژهٔ «برجاس» (بُرجاس) یکی از لغات کهن، فصیح و کمتر شنیده شده در زبان و ادبیات فارسی است. این کلمه به طور دقیق به هدف یا نشانهای اشاره دارد که تیراندازان به سوی آن تیر پرتاب میکردند؛ با این تفاوت ظریف که برجاس معمولاً روی یک چوب یا نیزه در هوا برافراشته میشد. از نظر ریشهشناسی، لغتشناسان معتبری مانند دهخدا و معین آن را واژهای معرب (عربیشده) دانسته و احتمال میدهند که ریشهٔ دورتر آن از زبان یونانی وارد حوزهٔ زبانی منطقه شده باشد.
اگرچه این واژه در زبان فارسی امروز و محاورات روزمره کاربرد رایجی ندارد، اما حضور پررنگی در دیوان شاعران بزرگ کلاسیک مانند سعدی و منوچهری داشته است. در کاربردهای ادبی، برجاس فراتر از یک سیبل تیراندازی ساده، به عنوان یک آرایهٔ استعاری برای نشان دادن صبوری، ایستادگی و مظلومیتِ انسانهای پاکنهادی به کار میرود که خود را سپر بلای دیگران میکنند یا در مسیر حق، هدف تیرهای ملامت و سختی روزگار قرار میگیرند.