یعنی چه
«ضاق» یک فعل ماضی ثلاثی مجرد از ریشه «ض-ی-ق» است که در اصل به معنای کمجا بودن، نداشتن وسعت و گنجایش نداشتن است. در معنای مجازی و روانی نیز به حالتهای دلگیری، درماندگی و به تنگ آمدن اشاره دارد؛ مانند اصطلاح «ضاق صدره» که به معنی دلتنگ شد یا سینهاش از غم فشرده شد است.
مترادف
این کلمات در متون ادبی و لغوی به عنوان جایگزینهای معنایی واژه ضاق به کار میروند که همگی مفهوم محدودیت مادی یا روحی را میرسانند.
متضاد
کلماتی که مفهوم گشایش، وسعت یافتن و راحت شدن فضا یا احوالات درونی را در برابر تنگی نشان میدهند.
تلفظ
این واژه در زبان عربی به صورت «ضَاقَ» تلفظ میشود که در ادبیات و متون کهن فارسی نیز با همین ساختار صوتی و با اصوات کشیده خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی، برای راهنمای «تنگ شد به عربی»، پاسخ دقیق و اصیل ۳ حرفی، کلمه «ضاق» است.
به عربی
این کلمه خود اصالتاً عربی است و برای بیان مفهوم تنگ شدن فضا یا موقعیت از همین ریشه و مشتقاتش استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فعلی این واژه در زبان فارسی شامل عبارات «تنگ شد»، «دچار مضیقه شد» و کنایاتی مثل «طاقتش طاق شد» یا «راه چاره بر او بسته شد» است.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ اسلامی-عربی، این واژه نمادی از غم، تنگنا و محدودیتهای مادی و معنوی است. همچنین در اصطلاحات عرفانی، این حالت میتواند نماد تجلی حالت «قبض» (دلتنگی و گرفتگی احوال درونی) در برابر حالت «بسط» (گشایش و سرور روحی) باشد.
جمعبندی و توضیح کامل ضاق
واژه «ضاق» یک فعل ماضی ثلاثی مجرد از ریشه «ض-ی-ق» است که اصالتی عربی دارد اما به واسطه ورود گسترده به متون ادبی، عرفانی و به ویژه کاربردهای متعدد در قرآن کریم، برای فارسیزبانان و اهل ادب کاملاً شناختهشده است. معنای اصلی و فیزیکی آن گنجایش نداشتن و کمجا بودن است، اما در معنای کنایی و روانی به حالتهایی چون درماندگی، دلتنگی و تحت فشار قرار گرفتن اشاره دارد.
این واژه در قرآن کریم در توصیف احوال سخت پیامبران یا مؤمنان در مواجهه با سختیها به کار رفته است؛ عبارات مشهوری همچون «وضاقت علیهم الأرض بما رحبت» (زمین با همه فراخیاش بر آنها تنگ شد) یا اصطلاح کنایی «ضاق به ذرعاً» (راه چاره بر او بسته شد)، به خوبی ابعاد عمیق و توصیفی این کلمه را در به تصویر کشیدن اوج اضطرار و تنگناهای بشری نشان میدهند.