یعنی چه
الابقع در لغت به معنای هر چیز لکهدار، ابلق یا دارای دو رنگ مختلف (بهویژه سیاه و سفید) است. این واژه برای توصیف حیواناتی مثل کلاغ پیسه یا سگ خالدار که پوشش یکدستی ندارند به کار میرود و در متون کهن گاهی به افراد آلوده یا دچار لکههای پوستی نیز اطلاق شده است.
تلفظ
این کلمه با الف و لام تعریف عربی همراه است و به صورت اَلْاَبْقَع خوانده میشود. ریشه اصلی آن «بَقَعَ» است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه «الابقع» به عنوان معادل عربی برای کلماتی چون ابلق، دورنگ، خالدار یا پیسه به کار میرود و دقیقاً دارای ۶ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف ویژگی دو رنگ بودن یا لکهدار بودن پوست و پوشش از این واژگان استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که خود واژه اصالتاً عربی است، در این زبان با کلماتی هممعنی است که به تلوّن، ناپیوستگی رنگ یا وجود خال و لکه اشاره دارند.
به فارسی
در زبان فارسی دقیقترین معادلها برای الابقع، اصطلاحاتی چون «ابلق» (سیاه و سفید) و «پیسه» هستند که در ادبیات کلاسیک برای توصیف کلاغ دورنگ یا اسبهای خالدار کاربرد فراوان دارند.
نماد چیست
الابقع در فرهنگ و ادبیات عرب به دلیل نداشتن رنگ واحد، نماد «نفاق، دورویی و عدم ثبات» شناخته میشود. همچنین در قالب «غراب ابقع» (کلاغ پیسه) نماد شومی و بدفالی است. در احادیث مذهبی و فرجامشناسی (مانند روایات مهدویت در منطقه شام) نیز به پرچم یا شخصیتی اشاره دارد که نماد چندرنگی سیاسی و فتنه است.
جمعبندی و توضیح کامل الابقع
واژه «الابقع» یک صفت اصالتاً عربی به معنای دورنگ، لکهدار یا سیاه و سفید است که از ریشه ثلاثی «ب ق ع» مشتق شده است. این کلمه گرچه در متن قرآن کریم نیامده، اما در متون کهن ادبی، پزشکی قدیم و بهویژه در احادیث ملاحم و فتن (روایات مهدویت درباره حوادث شام و پرچم ابقع) کاربرد زیادی دارد.
در ادبیات معادلهای فارسی دقیق آن شامل ابلق و پیسه است. این واژه به دلیل طبیعت دوگانهاش در رنگ، در معنای مجازی و نمادین خود به عنوان مظهر نفاق، دورویی، عدم ثبات و تلون مزاج شناخته میشود و در شعر کلاسیک نیز کلاغ ابقع ترادف مستقیمی با شومی یا خبرچینی دارد.