یعنی چه
بادشنام یک اصطلاح پزشکی کهن در زبان فارسی است و به حالت سرخی شدید، ورم و التهاب پوست (بهویژه در ناحیه صورت) اشاره دارد که در اثر غلبه خون یا بخار خونی زیر پوست رخ میدهد. در منابع طب سنتی، این عارضه را گاهی نوعی سرخباد و یا مقدمه و نشانهای از بیماری جذام به شمار میآوردند.
تلفظ
تلفظ این واژه بر اساس ریشهشناسی آن در متون کهن به صورت bād-dež-nām (بادِ دژنام) بوده که به مرور زمان با حذف یکی از حروف دال، به صورت bādshnām یا bād-š-nām خوانده شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «بیماری پوستی سرخباد در طب سنتی» یا «سرخی و ورم پوست در متون کهن»، واژه ۷ حرفی «بادشنام» یا معادلهای آن نظیر «بادشفام» و «حمره» به کار میرود.
به انگلیسی
به دلیل ماهیت طبی و کهن این واژه، معادلهای دقیق پزشکی مدرن آن شامل اصطلاحاتی چون اریسیپلاس (سرخباد) و اریتما (سرخی پوست) است.
به عربی
در زبان عربی و متون طب اسلامی، دقیقترین معادل برای این واژه «حمره» است که به ورم و سرخی حاد پوست اشاره دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی اصیل و هممعنی این واژه شامل «سرخباد»، «بادشفام»، «بادژنام» و «بادژوام» هستند که همگی به یک عارضه و بیماری پوستی دلالت میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل بادشنام
واژه «بادشنام» بر خلاف ظاهر آن هیچ ارتباطی با فحش، دشنام زبانی یا بدگویی ندارد. این کلمه در واقع یک اصطلاح تخصصی و کهن در طب سنتی ایرانی است که مرکب از «باد» (به معنی ورم یا ریح در پزشکی قدیم) و «دژنام» (به معنی نام و ظاهر زشت و ناپسند) بوده است. در طب قدیم، به ورمها و سرخیهای شدید پوست صورت که در زمستانها بر اثر غلبه اخلاط و خون پدید میآمد، بادِ دژنام یا بادشنام میگفتند.
پزشکان و حکیمان دوره اسلامی و ایرانی مانند نویسنده ذخیره خوارزمشاهی، این حالت را نوعی سرخباد حاد تلقی میکردند و حتی در برخی متون آن را طلیعه و مقدمه بیماری جذام میدانستند. درمان رایج آن در قدیم، فصد یا رگزنی برای خارج کردن خون اضافی و کاهش التهاب بدن بوده است؛ چنانکه در اشعار طبی نیز به این نکته اشاره شده است که مبتلایان به بادشنام اگر رگ نزنند، سزاوار دشنام خواهند بود.