یعنی چه
واژه جوف در اصل به معنای فضای داخلی و توخالی هر جسمی است. این کلمه برای اشاره به باطن، میان، یا مرکز و بطن چیزی (مانند شکم یا سینه در آناتومی) به کار میرود و در جغرافیا نیز به زمینهای پست و وسیع اطلاق میشده است.
تلفظ
این کلمه به صورت فتح حرف اول (ج)، سکون حرف دوم (و) و سکون حرف آخر (ف) یعنی [جَوْف] تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ ۳ حرفی کلمه جوف در جدول خود کلمه «جوف» است. از دیگر کلمات مشابه میتوان به داخل، بطن و درون اشاره کرد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، کلمات Hollow (برای فضای توخالی)، Inside (برای داخل و درون) و Cavity (برای حفرههای بدنی یا ساختاری) بهترین معادلها هستند.
به عربی
خود واژه «جوف» ریشه عربی دارد و در این زبان به عنوان اسم و مصدر استفاده میشود؛ کلماتی مثل باطن، داخل و تجویف هممعنی آن هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق و اصیل فارسی این واژه کلماتی چون درون، داخل، میان، لا، و در اصطلاحات کالبدشناسی قدیمی، شکم یا سینه هستند.
در قرآن
این کلمه دقیقاً یکبار در قرآن کریم در آیه «مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَیْنِ فِي جَوْفِهِ» ذکر شده که به معنای درون و سینه انسان است (خداوند برای هیچ مردی دو قلب در درونش قرار نداده است).
جمعبندی و توضیح کامل جوف
واژه «جوف» یک کلمه با ریشه عربی (ج-و-ف) است که به زبان فارسی وارد شده و به طور گسترده در متون ادبی، فقهی، پزشکی قدیم و عرفانی به کار میرود. معنای بنیادین این واژه بر وجود یک فضای خالی، حفره یا بخش درونی و باطنی استوار است. در کاربردهای کالبدشناسی قدیمی، این واژه اغلب به قفسه سینه یا محفظه شکمی انسان اشاره دارد که اندامهای حیاتی را در خود جای داده است.
از نظر اشتقاق زبانی، کلماتی مانند مجوف (میانتهی)، اجوف و تجویف با آن همخانواده هستند. این واژه در قرآن کریم نیز به معنای درون و سینه انسان برای توصیف عدم وجود دو قلب در یک کالبد به کار رفته است. در ادبیات عرفانی نیز گاهی جوف به عنوان نمادی از باطن، ظرفیت پذیرش درونی یا قلب سالک شناخته میشود.