یعنی چه
بیتاب شدن به معنای از دست دادن صبر، توانایی، و آرامش درونی است؛ حالتی که فرد در برابر یک حس قوی مانند شوق، اندوه، خشم یا انتظار طولانی، دیگر توانایی ایستادگی و خودداری ندارد و دچار اضطراب و ناآرامی مفرط میشود.
تلفظ
این عبارت از دو واژهٔ «بیتاب» (bī-tāb) و فعل «شدن» (šodan) ترکیب شده است.
در جدول
در پاسخ به پرسشهای طراحان جدول، عباراتی نظیر بیقرار شدن، بیطاقت شدن، ناآرام شدن، سراسیمه شدن و جزع کردن به کار میروند.
به انگلیسی
برای بیان این حالت در زبان انگلیسی از عبارات فوق استفاده میشود که نشاندهنده از دست رفتن پایداری و صبر است.
به عربی
در زبان عربی فعل جَزِعَ دقیقترین معادل برای حالت بیتابی و ناتوانی در برابر سختی یا اندوه است. همچنین در قرآن کریم مفهوم آن با واژه «هَلُوع» و عبارت «إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا» (هنگام سختی بسیار بیتاب) توصیف شده است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، بیتاب شدن با نمادهایی چون «شمع» (به خاطر ذوب شدن و از دست دادن شکل خود در اثر گرما)، «مرغ بسمل یا نیمبسمل» (پرندهای که پرپر میزند و آرام ندارد) و «موجهای آشفته» تصویر میشود که همگی نشاندهنده غلیان درونی و ناآرامی شدید هستند.
جمعبندی و توضیح کامل بی تاب شدن
عبارت «بیتاب شدن» یک اصطلاح اصیل فارسی و ترکیبی پیشوندی است که از پیشوند نفی «بی» و واژه «تاب» (به معنی طاقت، تحمل و توان ایستادگی) ساخته شده است. این واژه وضعیتی روحی یا جسمی را توصیف میکند که در آن انسان رمق، صبوری یا پایداری خود را در مواجهه با یک عامل بیرونی یا درونی مانند شوق وصال، اندوه فراق، درد بیماری یا انتظار طولانی از دست میدهد.
در فرهنگ و ادبیات عرفانی ما، بیتاب شدن صفت مکرر عشاق و پدیدههای پویای طبیعت است. این حالت گویای کشش مفرط و تکانههای شدیدی است که فرد را از وضعیت سکون خارج کرده و به بالبال زدن و ناآرامی وامیدارد؛ حالتی که در لغتنامههای معتبر نظیر دهخدا و معین نیز به از دست رفتن پایداری و قوت تعبیر شده است.