یعنی چه
واژه آکلهای در اصل صفت نسبی است و به فرد یا زخمی اشاره دارد که دچار بیماری آکله (خوره یا جذام) شده باشد. این بیماری بافتهای بدن را به تدریج تخریب میکند و از بین میبرد.
تلفظ
این کلمه با تلفظ آکِله (به کسر کاف و لام) به همراه یای نسبت در آخر خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه آکله ای دقیقاً ۶ حرف دارد و معمولاً در پاسخ به سوالاتی با عنوان مبتلا به خوره، زخم فرساینده یا بیماری جذام میآید.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در اصطلاحات پزشکی و لغوی از معادلهای مرتبط با جذام و زخمهای بافتی استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی برای توصیف این حالت از واژههای مربوط به بیماری جذام یا تعبیر زخم خورنده استفاده میکنند.
به فارسی
در برگردان اصیل فارسی، این واژه معادل خوره گرفته یا مبتلا به زخمهای چرکینی است که گوشت و بافت بدن را فاسد میکنند.
در قرآن
خود واژه «آکله» یا «آکلهای» در متن قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه عربی آن (أ ک ل) بیش از صد بار در قالبهای مختلفی مانند «یأکلون» (میخورند) یا در سوره فیل به صورت «مَأْکُول» (خورده شده) به کار رفته است.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه، آکله نمادی از یک عامل مخرب است که آرامآرام همه چیز را از بین میبرد؛ مانند ضربالمثل «مال یتیم آکله است». همچنین در ادبیات معاصر، گاهی به عنوان کنایهای توهینآمیز برای افراد سلیطه و بدزبان استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل آکله ای
واژه «آکلهای» صفت نسبی مشتق از «آکله» است که ریشه در زبان عربی (از فعل أکل به معنای خوردن) دارد. این کلمه در طب سنتی و لغتنامههای کهن فارسی به معنای شخص یا زخمی است که دچار بیماری خوره یا جذام شده باشد؛ بیماری مهلکی که بافتهای بدن را دچار فرسایش و تخریب تدریجی میکند.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این واژه فراتر از یک اصطلاح پزشکی ظاهر شده و بار معنایی کنایی پیدا کرده است. از یک سو در متون اخلاقی نماد مال حرام و نابودکننده برکت (مانند مال یتیم) است و از سوی دیگر در ادبیات عامیانه و محاورهای قدیمی، به عنوان صفتی منفی برای اشاره به افراد بدزبان، پرخاشگر یا زشترو به کار میرفته است.
امروزه این واژه در زبان گفتاری معیار کاربرد چندانی ندارد و بیشتر در متون ادبی، کتابهای تاریخ پزشکی و به عنوان یک گزینه ۶ حرفی پرکاربرد در جدولهای کلمات متقاطع دیده میشود.