یعنی چه
مواثبه در لغت به معنی آن است که دو طرف بر یکدیگر بجهند و به هم حمله کنند. در اصطلاح فقهی و حقوقی (مانند مبحث حق شفعه) این واژه به معنای شتاب کردن، مبادرت ورزیدن و تعجیل در انجام کاری بدون درنگ و تأخیر نیز به کار میرود.
تلفظ
این کلمه به صورت مُواثَبَه تلفظ میشود؛ واو پس از میم کشیده است و حرف ث و باء دارای فتحه هستند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با تعداد ۶ حرف ثبت میشود و معمولاً با راهنمای «بر یکدیگر برجستن» یا «شتاب کردن در کار» پیوند دارد.
به انگلیسی
با توجه به بافت متن، معادلهای انگلیسی این واژه بر مفاهیم حمله متقابل، جهش طرفین به هم یا سرعت عمل و فوریت دلالت دارند.
به عربی
در عربی معیار برای رساندن این مفهوم از واژههای همتراز در باب مفاعله یا عباراتی که بر رفتار متقابلِ جهشی و هجومی دلالت دارند، استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل بر یکدیگر برجستن، به هم حمله کردن، شتاب کردن در کار، تعجیل و مبادرت ورزیدن است.
در قرآن
واژه مواثبه و ریشه ثلاثی آن (و ث ب) در قرآن کریم کاربرد مستقیم ندارند. نباید این ریشه را با ریشههای مشابهی چون «وثق» (مانند میثاق) یا «ثبت» (مانند ثبوت) اشتباه گرفت.
جمعبندی و توضیح کامل مواثبة
واژه مواثبه مصدری از باب مفاعله و از ریشه ثلاثی «و ث ب» است که در اصل معنای فیزیکی پرش، جهش و هجوم متقابل دو طرف به یکدیگر را در بر دارد. این کلمه در متون کهن ادبی به عنوان نمادی از برخورد ناگهانی، صدمه زدن متقابل و کشمکش بیواسطه میان دو جبهه یا دو فرد استفاده میشده است.
در سیر تحول معنایی و کاربردهای فقهی و حقوقی، این واژه از مفهوم مادیِ پرش به مفهوم استعاریِ سرعتِ عمل انتقال یافته است. به عنوان مثال، در احکام مربوط به فوریتِ حق شفعه، مواثبه به معنای شتاب کردن و عدم تأخیر در اجرای حق تعبیر میشود؛ به طوری که شخص باید بلافاصله و بدون درنگ اقدام نماید.
بنابراین مواثبه واژهای با دو لایه معنایی متمایز است: لایه نخست که ریشه در پریدن و درگیری فیزیکی دارد و لایه دوم که در اصطلاحات تخصصی بر تعجیل، مبادرت و مسارعت در امور دلالت میکند.