یعنی چه
جبر روزگار به معنای تسلیم شدن در برابر حوادث، محدودیتها و فشارهایی است که گردش زمانه و تقدیر به انسان تحمیل میکند؛ وضعیتی که در آن فرد چارهای جز پذیرش واقعیتهای موجود ندارد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «جَبْر» (با فتح جیم و سکون باء) و «روزْگار» (با سکون زاء) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اصطلاح ۹ حرفی «جبر روزگار» یا مفاهیم مترادف آن مانند تقدیر و چرخ فلک به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از اصطلاحاتی که به قدرت قضا و قدر و سختی زمانه اشاره دارند استفاده میشود.
در قرآن
ترکیب «جبر روزگار» به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده است. قرآن با تفکر جبرگرایی مطلق مخالفت کرده و انسان را صاحب اختیار میداند، اما در آیه ۲۴ سوره جاثیه به واژه «دهر» (روزگار) از زبان منکران اشاره شده است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی و فرهنگ عامه، جبر روزگار معمولاً با نمادهایی چون «چرخ فلک»، «گردون طواف»، «تاس نرد» یا «آسیاب زمانه» نشان داده میشود که بدون اراده انسان میچرخند.
جمعبندی و توضیح کامل جبر روزگار
اصطلاح «جبر روزگار» یک ترکیب کنایی و ادبی است که ریشه در باورهای فلسفی و تقدیرگرایی دارد. این عبارت نشاندهنده موقعیتهایی در زندگی انسان است که علیرغم تلاش و اراده شخصی، حوادث به گونهای رقم میخورند که فرد مجبور به پذیرش آنها میشود. ریشه واژه جبر عربی و روزگار فارسی پهلوی است.
در ادبیات پارسی، شاعران بارها از این مفهوم برای توصیف بیثباتی دنیا و ناتوانی انسان در برابر بازیهای سرنوشت استفاده کردهاند. با این حال، در دیدگاههای کلامی و معاصر، همواره میان پذیرش واقعیتهای تحمیلی زمانه و حفظ آزادی اراده انسان تمایز وجود دارد.