یعنی چه
واژهٔ «نازا» صفت است و به ویژگی یا حالتِ انسان یا حیوانِ مادهای اشاره دارد که به دلایل طبیعی یا پزشکی، توانایی بارور شدن و زاییدن فرزند را ندارد. این کلمه در ادبیات و گفتگوهای روزمره به معنای بیثمر، سترون و عقیم نیز به کار میرود و در ساختار زبان فارسی، از ترکیب پیشوند نفی «نا-» و بن مضارع «زا» (از فعل زاییدن) ساخته شده است که مفهوم «نازاینده» را میرساند.
تلفظ
این واژه به صورت «نازا» (nāzā) تلفظ میشود؛ به طوری که هر دو بخش آن با مصوت بلند «آ» ادا میگردند.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلمهٔ «نازا» یک پاسخ دقیق ۴ حرفی برای راهنماهایی همچون «نابارور»، «سترون» یا «عقیم» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن پزشکی یا عمومی، از واژههای فوق استفاده میشود.
به عربی
این واژهها در زبان عربی و متن قرآن کریم نیز برای اشاره به مفهوم نازایی به کار رفتهاند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژهٔ Kısır معادل دقیق کلمه نازا و عقیم است.
جمعبندی و توضیح کامل نازا
واژهٔ «نازا» یکی از اصیلترین صفات در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند نفی «نا-» و بن فعل «زاییدن» تشکیل شده و اصطلاحاً به معنای «نازاینده» یا موجودی است که توانایی تولید مثل و بقای نسل را ندارد. این کلمه در لغتنامههای معتبری همچون دهخدا، معین و عمید به مفاهیمی چون سترون، عقیم و نابارور معنا شده است و در طول تاریخ همواره نقشی فراتر از یک اصطلاح زیستشناختی ساده داشته است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، نازایی علاوه بر معنای واقعی خود، کاربردی استعاری و نمادین نیز دارد. این واژه به عنوان نمادی از «بیثمری»، «خشکسالی»، «سکون» و «عدم رویش» شناخته میشود؛ چنانکه ترکیبهایی مثل «زمین نازا» برای اشاره به خاک کویری و بیمحصول، یا «فکر نازا» برای توصیف اندیشههای عقیم و بیفایده در شعر و نثر پارسی به کار میروند.
اگرچه خود واژهٔ فارسی «نازا» در متن قرآن کریم وجود ندارد، اما مفاهیم و برابرهای عربی آن مانند «عاقر» و «عقیم» در قصص قرآنی (مانند داستان حضرت زکریا و همسرش، و همچنین ساره همسر حضرت ابراهیم) به چشم میخورند که نشاندهنده اهمیت و قدمت این مفهوم در تاریخ و ادیان است.