یعنی چه
دیو سرشت واژهای کلاسیک و ادبی است که برای توصیف افرادی با ذات و طبیعت بسیار پلید، زشتخو و ظالمانه به کار میرود؛ کسی که خمیره و باطن او مانند دیو و اهریمن با شرارت آمیخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه ۷ حرفی «دیو سرشت» یا جایگزینهای آن مانند «دیوسیرت» به عنوان پاسخ طینت اهریمنی شناخته میشوند.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم در زبان انگلیسی از صفتهایی استفاده میشود که به ذات خبیث، شیطانی یا منسوب به دیو اشاره دارند.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای هممعنی و جایگزین برای این صفت عبارتند از: دیونهاد، پستفطرت، بدذات، پاکنابود و فرشتهدشمن. واژههای متضاد آن نیز فرشتهخو، پاکنهاد و نیکسرشت هستند.
در قرآن
ترکیب فارسی «دیو سرشت» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، از نظر معنایی و مفهومی با اصطلاحاتی همچون «شَیَاطینَ الإِنسِ وَ الجِنّ» (شیاطین نوع انسانی و جنی) در آیه ۱۱۲ سوره انعام که به انسانهای شرور و شیطانصفت اشاره دارد، کاملاً همخوانی دارد.
نماد چیست
در اساطیر، ادبیات و فرهنگ ایران، دیو سرشت بودن نمادی از ایستادگی در برابر نیکی، روشنایی و امشاسپندان است. این واژه در ادبیات عرفانی نیز گاهی به عنوان نماد و مظهر «نفس اماره» یا همان بعد تاریک و وسوسهگر وجود انسان به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل دیو سرشت
واژه مرکب «دیو سرشت» از دو بخش «دیو» (با ریشه کهن اوستایی daēva که دگرگون شده و به موجودی پلید اطلاق گشته) و «سرشت» (از مصدر سرشتن به معنی طینت و آفرینش) تشکیل شده است. این صفت اصیل فارسی در ادبیات برای نشان دادن اوج شرارت، بیرحمی و بدذاتی یک شخص به کار میرود.
اگرچه این واژه به طور مستقیم در کتابهای آسمانی یا متون دینی عربی نیامده است، اما بار معنایی آن کاملاً معادلِ توصیفاتی است که برای انسانهای شیطانصفت و بدنهاد استفاده میشود و در فرهنگ عامه و اساطیر، نقطه مقابل صفات پاک و فرشتهگونه است.