یعنی چه
کمچه گدایی در اصل به معنی ملاقه یا قاشق بزرگی است که گدایان در گذشته با آن غذا یا صدقه جمع میکردند. در فرهنگ عامه و گویش تهرانی قدیم، این ترکیب به صورت استعاری به دستِ دراز شده برای گدایی تشبیه شده و کنایه از فقر، بیهنری و وابستگی اقتصادی به دیگران است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «کَمچه» (به فتح کاف و سکون میم) به معنی کفگیر و قاشق بزرگ، و «گدایی» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «کمچه گدایی» یا معادل معروف دیگر آن «کفچه گدایی» دقیقاً ۹ حرف دارد و به عنوان کنایه از تکدیگری یا ابزار گدایی به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم اصطلاحی آن در انگلیسی از واژه Begging یا اصطلاح Begging bowl استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به ابزار و ظرف گدایی از واژههایی مانند کشکول یا تعابیر تحتاللفظی استفاده میشود و مفهوم آن با تسوّل برابر است.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات عامیانه نماد بارز فقر و درماندگی است. در امثال و حکم دهخدا ضربالمثل معروفی وجود دارد که میگوید: «دستِ بیهنر، کفچهٔ (کمچهٔ) گدایی است»؛ این مَثَل نشان میدهد که کمچه گدایی نماد عاقبتِ تلخِ نداشتنِ حرفه، تخصص و هنر در زندگی است که انسان را به وابستگی و ذلت میکشاند.
جمعبندی و توضیح کامل کمچه گدایی
اصطلاح ترکیبی و عامیانهٔ «کمچه گدایی» که در متون کهن و امثال به صورت «کفچه گدایی» نیز ضبط شده، یک تعبیر کنایی و استعاری در زبان فارسی است. واژهٔ کمچه یا چمچه دگرگونشدهٔ واژهٔ پهلوی (kapčak) به معنی قاشق بزرگ و ملاقه است. این عبارت در اصل به ابزار جمعآوری غذا توسط تکدیگران اشاره دارد، اما در مکالمات روزمره کنایه از دست نیاز دراز کردن، بیهنری و فقر مطلق است.
بار معنایی این اصطلاح در فرهنگ ایرانی کاملاً منفی و انتقادی است و معمولاً برای سرزنشِ تنپروری یا هشدار دربارهٔ عاقبتِ نداشتن شغل و هنر به کار میرود؛ چرا که در باور عامه، کسی که تلاشی برای استقلال مالی نکند، سرنوشتش توسل به دیگران و داشتن دستِ نیاز خواهد بود.