یعنی چه
واژه «مزهزه» در منابع فارسی به دو صورت معنا شده است؛ در یک تعریف به معنی کسی است که با گفتن «زهزه» تحسین و آفرین میگوید. در ریشه دیگر که از زبان عربی وارد شده، به معنای مرد خسیس، تنگنظر و سختجان یا هر چیز دورشده و حرکتدادهشده است. این واژه بسیار کلاسیک و کمکاربرد است و مثال روزمرهای در زبان مدرن ندارد.
تلفظ
در حالت اول به صورت مَزَهزَه (در معنای تحسینکننده) و در ریشه عربی به صورت مُزَهْزَه (به معنای بخیل یا دورشده) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق پنج حرفی در جدول خودِ کلمه «مزهزه» است که به عنوان راهنمای کلماتی مثل بخیل یا آفرینگو به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به ریشه مدنظر، معادلهای انگلیسی آن در معنای تحسینگر یا فرد ممسک متفاوت است.
به ترکی
در زبان ترکی برای معنای ستایشگر از کلماتی چون Övücü و برای معنای بخیل از Cimri استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای مستقیم فارسی آن شامل واژههای ممسک، دستتنگ، ثناگو و تحسینکننده است.
نماد چیست
در کاربرد فرهنگی و ادبیات سنتی، این واژه به عنوان نمادی برای ممسک بودن، بخل شدید، تنگنظری یا دلبستگی سخت به مال دنیا شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مزهزه
واژه «مزهزه» از جمله کلمات بسیار نادر، غریب و کمکاربرد در زبان و متون کهن فارسی است که دو ریشه و معنای کاملاً متفاوت برای آن ثبت شده است. در فرهنگ فارسی معین، این واژه مَزَهزَه تلفظ شده و به معنای «زهزهگوینده» یا همان شخص آفرینگو و تحسینکننده است که با کلام خود دیگران را ستایش میکند.
از سوی دیگر، در لغتنامههای سنتی و متون متأثر از عربی مانند دهخدا و ناظمالاطباء، این واژه به صورت مُزَهْزَه آورده شده که ریشه در ساختار زبان عربی دارد. در این تعریف، واژه به معنای مرد سختجان، خسیس، بخیل و ممسک یا حتی شیء دورشده و تکاندادهشده به کار رفته است. امروزه این کلمه هیچگونه کاربرد گفتاری یا نوشتاری رایجی در فارسی معاصر ندارد و بیشتر در طراحهای جدول یا متون تصحیحشده قدیمی دیده میشود.