یعنی چه
حصار گرفتن یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که دو کاربرد متفاوت دارد؛ در حالت متعدی به معنای محاصره کردن، گرداگرد کسی یا مکانی را گرفتن به قصد جنگ یا اسارت است. در حالت لازم، به معنای در حصار نشستن، متحصن شدن و پناه گرفتن در قلعه یا دژ برای دفاع از خود در برابر دشمن به کار میرود. همچنین در ادبیات کنایه از عزلتگزینی است.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [ḥeṣār gereftan] است که از واژه عربی حِصار و فعل فارسی گرفتن تشکیل میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «حصار گرفتن» با ۹ حرف است. از واژههای هممعنی مانند محاصره یا تحصن نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به کاربرد واژه، در معنای نظامی و احاطه کردن از To besiege و To surround و در معنای پناه گرفتن از واژه refuge استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای جنبه متعدی (محاصره) از فعل حاصر و مصدر محاصره، و برای جنبه لازم (متحصن شدن) از واژه تحصن استفاده میشود.
در قرآن
عین عبارت فارسی «حصار گرفتن» در قرآن نیست؛ اما ریشههای همخانواده آن مانند «أُحْصِرُوا» (در تنگنا قرار گرفتند) در آیه ۲۷۳ بقره، «حُصُوراً» (پارسا و خوددار) در آیه ۳۹ آلعمران و «حُصُونُهُمْ» (قلعههایشان) در آیه ۲ سوره حشر آمده است.
نماد چیست
واژه حصار به تنهایی نماد مرز، جدایی و محدودیت است. اما فعل «حصار گرفتن» در ادبیات و فرهنگ سنتی، بیشتر نمادی از حفاظت، خودنگهداری، پناه جستن از شرور بیرونی و در جبهه مقابل، کنایه از عزلتنشینی و انتظار (پسِ زانو حصار گرفتن) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل حصار گرفتن
عبارت «حصار گرفتن» از جمله مصدرهای مرکب و کهن زبان فارسی است که ترکیبی از یک واژه ریشهدار عربی (حصار) و یک فعل اصیل فارسی (گرفتن) است. این اصطلاح ظرافتهای معنایی جالبی دارد؛ چرا که بسته به بستر متن، میتواند هم معنای تهاجمی (محاصره کردن دشمن) و هم معنای تدافعی (پناه بردن به قلعه و متحصن شدن) داشته باشد.
در ادبیات کلاسیک فارسی، این واژه راه خود را به فضاهای استعاری نیز باز کرده است. برای نمونه اصطلاح «پس زانو حصار گرفتن» نمایانگر فردی است که از دنیا بریده، گوشه عزلت برگزیده و در اندوه یا انتظار به سر میبرد. این کلمه مرز باریکی میان ایجاد محدودیت برای دیگران و ایجاد امنیت برای خود ترسیم میکند.
در ساختارهای جدول و لغتنامه، شناخت دقیق تعداد حروف (۹ حرف) و تفاوت آن با واژههای همردیف مانند محاصره اهمیت بالایی دارد. ریشههای این واژه در زبان عربی و متون قرآنی نیز به مفاهیمی نظیر خودداری، تنگنا و دژهای مستحکم اشاره دارد که همگی حول محور مرزبندی و قطع دسترسی میچرخند.