یعنی چه
قبیح المنظر به کسی یا چیزی گفته میشود که ظاهر، چهره یا نمای بیرونی آن ناخوشایند، نازیبا و آزاردهنده برای دید باشد. این واژه از دو بخش عربی «قبیح» به معنای زشت و ناپسند و «منظر» به معنای دید و چهره ترکیب شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب وصفی به صورت [قَ بی حُلْ مَنْ ظَر] است که در زبان فارسی به صورت صفت مرکب برای موصوفهای مختلف به کار میرود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف (۱۰ حرفی) «قبیح المنظر» است و نمونههای مشابه آن کریه المنظر یا بدقیافه هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم قبیح المنظر از صفتهایی که به ظاهر زشت و ناخوشایند اشاره دارند، استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و معادلهای اصیل فارسی این کلمه شامل واژههایی چون زشترو، بدگل، بدترکیب، بدشکل و نازیبا است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و باورهای عامیانه، «پای طاووس» به عنوان نماد بارز قبیحالمنظر بودن در کنار بدنی جمیلالمنظر (زیبا) شناخته میشود. همچنین این واژه استعارهای از فساد، پلیدی و وضعیت ناهنجار ساختاری است.
جمعبندی و توضیح کامل قبیح المنظر
واژه «قبیح المنظر» یک ترکیب وصفی عربی است که وارد زبان فارسی شده و برای توصیف اشخاص، اشیاء یا تصاویری به کار میرود که از نظر دیداری ناخوشایند، بدترکیب و زشت هستند. ریشه این کلمه از «قبح» به معنای زشتی و «نظر» به معنای دیدن گرفته شده است.
در ادبیات فارسی، این واژه بیشتر در متون رسمی، مکتوب و کهن کاربرد دارد. استفاده از آن برای افراد در مکالمات روزمره جنبه توهینآمیز شدیدی دارد، به همین دلیل در زبان معیار امروزی بیشتر برای توصیف مناظر، اشکال هندسی یا پدیدههای ناهنجار بصری استفاده میشود.
اگرچه این ترکیب به صورت مستقیم و عینی در متن قرآن کریم نیامده است، اما ریشه آن در قالب کلمه «المقبوحین» (به معنی طردشدگان و زشتشدگان) در سوره قصص دیده میشود و مفهوم نمادین آن همواره در تقابل با زیبایی و آراستگی (جمیل المنظر) قرار دارد.