یعنی چه
واژهٔ «اشکاره» (که صورت دیگری از آشکاره است) در زبان فارسی به دو معنای عمده به کار میرود؛ نخست به معنی عیان، پیدا، هویدا و واضح، و دوم در متون کهن به معنی صیاد، شکارچی یا پرندهٔ شکاری (مانند باز و شاهین) که از ریشهٔ شکار آمده است.
تلفظ
این واژه در معنای اول (آشکارا) با فتح یا مد همزه [āškāreh / aškāreh] و در معنای دوم مرتبط با شکار معمولاً به صورت [aškāreh] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ اشکاره دقیقاً ۶ حرف دارد و با توجه به طراح جدول، رمز آن میتواند معادلهایی چون پیدا، واضح، عیان یا پرنده شکاری باشد.
به انگلیسی
با توجه به دو حوزهٔ معنایی واژه، در مفهوم عیان و برملا از کلماتی نظیر Clear و Evident و در مفهوم شکارگری از کلمه Hunter یا Hunting bird استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای معنای اول واژههای Bariz و Açık یا خودِ واژهٔ دخیل Aşikar به کار میرود و برای معنای دوم واژهٔ Avcı (شکارچی) مناسب است.
نماد چیست
این واژه در وجه صفتی خود (پیدا بودن) نمادگرایی خاصی در فرهنگها ندارد؛ اما در معنای کهن خود یعنی پرنده شکاری (باشه و باز)، در فرهنگ ایرانی و عربی نماد قدرت، سرعت، نگاه تیزبین، سلطه و دقت در حمله به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل اشکاره
واژهٔ «اشکاره» یک واژه اصیل فارسی با دو خاستگاه و ریشهشناسی متفاوت است. در یک سو، این کلمه مخفف و صورت دیگری از واژهٔ «آشکاره» و «آشکارا» است که ریشه در پارسی میانه (آشکاراک) دارد و به مفاهیمی همچون پیدا، عیان، واضح، فاش و علنی اشاره میکند. این کاربرد ادبی در اشعار کلاسیک فارسی از جمله اشعار حافظ به چشم میخورد.
از سوی دیگر، در برخی لغتنامهها و گویشهای کهن، اشکاره (یا اشکره) به حوزهٔ معنایی «شکار» تعلق دارد و به معنای شکارچی، صیاد یا پرندگان شکاری نظیر شاهین و باز به کار رفته است. این واژه کاملاً ایرانی بوده و در قرآن کریم نیامده است، گرچه مفاهیم معادل آن در زبان عربی وجود دارد.
در مجموع، برای حل جدول یا درک متون کهن، توجه به سیاق متن اهمیت دارد؛ چرا که این واژه ۶ حرفی میتواند هم صفتِ اشاره به وضوح یک امر باشد و هم نامی برای یک پرندهٔ تیزبین و شکارگر.