یعنی چه
العاضد در لغت به معنای کمککننده و ناصر است. این واژه از ریشه «عضد» به معنی بازو گرفته شده و استعاره از کسی است که پشت و پناه دیگری میشود و در سختیها از او حمایت میکند. در اصطلاح تاریخی نیز لقب آخرین خلیفه فاطمی (العاضد لدینالله) بوده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحة بر روی همزه و سکون لام، و سپس تلفظ حرف عین با الف مدّی و کسرهٔ ضاد است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ ۶ حرفی برای راهنماهای «یاریکننده»، «پشتیبان» یا «آخرین خلیفه فاطمی» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن میتوان از واژههای فوق برای رساندن مفهوم حمایتی العاضد استفاده کرد.
به عربی
در عربی فصیح، واژههای الناصر و المعین نزدیکترین همپوشانی معنایی را با العاضد دارند.
به فارسی
دقیقترین برگردانهای فارسی برای این کلمه شامل حامی، دستگیر، پشتوانه و یارِ وفادار است که بار معنایی تکیهگاه بودن را منتقل میکنند.
در قرآن
عین واژهٔ «العاضد» در قرآن ذکر نشده است؛ اما ریشهٔ سهحرفی آن (ع ض د) در آیاتی نظیر آیه ۵۱ سوره کهف («...وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا») و آیه ۳۵ سوره قصص به معنای بازو، یار و دستیار به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل العاضد
واژه عربی «العاضد» اصالتاً به مفهوم یاریگری و پشتیبانی اشاره دارد. ریشه اصلی این کلمه «عضد» به معنای بازو است و از آنجا که بازوی انسان مظهر توانایی، قدرت و کمک به اعضای دیگر بدن است، این واژه به صورت استعاری برای افرادی به کار میرود که در شرایط سخت، پشت و پناه دیگران میشوند و به آنها قوت قلب و توان حرکت میبخشند.
این کلمه علاوه بر کاربرد لغوی و ادبی در متون کهن فارسی و عربی، یک عنوان مهم تاریخی نیز به شمار میرود؛ چرا که «العاضد لدینالله» نام آخرین خلیفه از سلسلهٔ فاطمیان در مصر بود. در فرهنگ اصطلاحات اسلامی و قرآنی نیز گرچه خود اسم فاعل به این شکل نیامده، اما ریشه آن دقیقاً در معنای همیاری، برادری و داشتن تکیهگاهی استوار معرفی شده است.