یعنی چه
واژه «گذراندن» یک فعل متعدی (سببساز) در زبان فارسی است که دو معنای محوری دارد؛ یکی به معنای عبور دادن و رد کردن کسی یا چیزی از یک مانع یا مسیر است و دیگری به معنای طی کردن، سپری کردن و به پایان رساندن زمان، عمر یا یک دوره مشخص (مانند دوران تحصیل) میباشد.
مترادف
واژههای فوق بسته به ساختار جمله و بافت متن میتوانند به جای فعل گذراندن استفاده شوند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت gozārandan است. بن ماضی آن «گذراند» و بن مضارع آن «گذران» میباشد و تمام همخانوادههای آن با حرف «ذ» نوشته میشوند.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ مستقیم برای این مفهوم خود واژه «گذراندن» با ۷ حرف است و واژههای هممعنی دیگر نیز با توجه به تعداد حروف جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به مفهوم جمله از افعال متفاوتی استفاده میشود؛ برای زمان و روزگار عمدتاً spend و pass به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی معادل واحدی وجود ندارد؛ برای زمان از افعالی مانند «قضى الوقت» و برای عبور دادن فیزیکی از واژههایی چون «تمرير» استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی فعل Geçirmek دقیقاً هر دو معنای محوری گذراندن (هم عبور دادن و هم وقت گذراندن به صورت zaman geçirmek) را پوشش میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل گذراندن
واژه «گذراندن» از ریشههای کهن زبان فارسی میانه (پهلوی) است که از ترکیب بن «گذر» و پسوند سببساز «-اندن» تشکیل شده است. این ساختار به خوبی نشاندهنده عاملِ عبور بودن یا موجبِ گذشتنِ چیزی شدن است. در ادبیات فارسی، این واژه پیوند عمیقی با جریان سیال زمان، فانی بودن دنیا و سپری شدن روزگار دارد.
از نظر کاربردی، دایره معنایی این فعل بسیار گسترده است؛ از مفاهیم فیزیکی مثل عبور دادن لشکریان از رودخانه گرفته تا مفاهیم انتزاعی و اعتباری مانند گذراندن واحدهای درسی یا گذران عمر و زندگی را شامل میشود. به همین دلیل در ترجمه به زبانهای دیگر، متناسب با بافت متن، واژگان متفاوتی برای آن انتخاب میگردد.