یعنی چه
این واژه در معنای واقعی خود به ابزار مهار چهارپایان اشاره دارد، اما در زبان عامیانه و ادبیات کنایه از کنترل، بازدارندگی، مهار کردن خواهشهای نفسانی یا تحت فرمان درآوردن شخص یا چیزی است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه «افسار» به عنوان پاسخ پنجحرفی برای طراحان سوال کاربرد زیادی دارد و با واژههایی نظیر لجام، مهار و عنان همپوشانی معنایی دارد.
به انگلیسی
بسته به نوع ابزار و کاربرد واقعی یا مجازی آن در زبان انگلیسی، از واژههای متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژههای متعددی برای انواع متفاوتی از بندها و مهارها وجود دارد که هرکدام به بخش خاصی از ابزار کنترل حیوان اشاره دارد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای مهار معمولی حیوان از واژه یولار و برای تسمه هدایتگر سوارکاری از دیزگین استفاده میشود.
به فارسی
واژه «افسار» یک کلمه اصیل فارسی است که در زبان پهلوی (فارسی میانه) نیز به همین صورت یا به شکل «ابسار» (absār) کاربرد داشته است. این واژه از پیشوند «اَوی» (به معنی بر روی) و «سار» (به معنی سر) تشکیل شده و دقیقاً به معنای چیزی است که روی سر حیوان قرار میگیرد. در شعر فارسی گاهی به صورت مخفف و با املای «فَسار» نیز آمده است.
نماد چیست
در ادبیات، اخلاق و عرفان فارسی، افسار به عنوان نمادی برای تسلط عقل و شرع بر روی شهوت، خشم و نفس سرکش به کار میرود. اصطلاح «افسارگسیخته» نماد بارز طغیان، بیبندوباری و خروج کامل از دایره نظم، اخلاق و کنترل است.
جمعبندی و توضیح کامل افسار
واژه «افسار» یکی از کلمات اصیل و ریشهدار زبان فارسی است که از دوران فارسی میانه تا به امروز پویایی خود را حفظ کرده است. این واژه در اصل به ابزاری چرمی یا ریسمانی اشاره دارد که برای هدایت، ترمز و مهار حیوانات بارکش بهویژه اسب و شتر بر روی سر آنها بسته میشود. ساختار اتیمولوژی آن نشان میدهد که با مفهوم قرار گرفتن روی سر پیوند مستقیم دارد.
در سیر تحول معنایی، این واژه از حوزه فیزیکی و دامداری فراتر رفته و به یکی از پرکاربردترین استعارههای ادبی و اخلاقی در زبان فارسی تبدیل شده است. شاعران و عارفان بزرگی چون حافظ و مولوی از مفهوم مهار و افسار برای نشان دادن لزوم کنترل نفس اماره و رام کردن غرایز حیوانی انسان استفاده کردهاند. از این رو، تعابیری چون افسارگسیختگی یا به دست گرفتن عنان امور، همگی ریشه در این ابزار مهارکننده دارند.