یعنی چه
پالو در لغتنامه دهخدا دارای دو معنای اصلی است؛ نخست در پزشکی کهن به معنای زگیل، آژخ یا دانههای سخت، کوچک و بیدردی است که بر پوست انسان میروید. دوم به عنوان یک اسم خاص جغرافیایی، نام قصبهای تاریخی و قدیمی در شمالغربی دیاربکر (ترکیه امروزی) واقع در ساحل رود مراد است که آثار باستانی با خط میخی دارد.
تلفظ
این واژه به صورت فتح پاء و ضم لام (پالُو / Pālu) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق مدنظر برای عبارت «پالو در دهخدا» در مسابقات جدول ۱۱ حرف است. در عین حال، برای معادلهای کوتاه آن کلماتی چون زگیل، آژخ و بالو کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای مفهوم پزشکی آن از واژه Wart و برای اشاره به موقعیت جغرافیایی از نام خاص Palu استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای اصیل و کهن فارسی این واژه شامل زگیل، آژخ، ژخ و بالو هستند که همگی به یک عارضه پوستی مشخص اشاره دارند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، واژه پالو نمادی از یک زایده زشت، ناپسند و آزاردهنده روی پوست یا چهره به شمار میرود؛ چنانکه در اشعار کهن مانند شعر شاکر بخاری به عنوان مایه نقص زیبایی از آن یاد شده است.
جمعبندی و توضیح کامل پالو در دهخدا
واژه «پالو» از جمله کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که در لغتنامه بزرگ دهخدا ثبت شده است. این واژه در وهله اول کاربردی پزشکی و عامیانه دارد و به عارضه پوستی زگیل یا همان آژخ اشاره میکند؛ دانهای سخت و کوچک که بر بدن پدید میآید و در شعر سنتی فارسی نیز نمادی از زشتی و زایدهای ناخوشایند بر رخسار بوده است.
علاوه بر کاربرد معنایی در قالب عارضه پوستی، پالو به عنوان یک اسم خاص جغرافیایی نیز شناخته میشود که به قصبهای باستانی در شمالغربی دیاربکر اشاره دارد. ریشههای این نام جغرافیایی را به دوران کهن و فرهنگهای منطقه نسبت میدهند. در مسابقات جدول کلمات متقاطع، عبارت «پالو در دهخدا» به عنوان یک گزاره کلیدی ۱۱ حرفی مطرح میشود که شناسنامه و معنای این لغت قدیمی را هدف قرار میدهد.