معنی
سغراق در متون ادبی و فرهنگهای کهن فارسی به معنای ظرف، کاسه یا کوزهای لولهدار از جنس سفال، چینی یا فلز است که برای نگهداری و نوشیدن مایعات، بهویژه آب و شراب در مجالس، استفاده میشده است. گاهی در ادبیات مجازاً به خودِ شراب نیز اطلاق شده است.
یعنی چه
این واژه یک اصطلاح کلاسیک و قدیمی است که در گذشته برای اشاره به ابزار و ظروف نوشخواری به کار میرفته است. در متون کهن، هرگاه سخن از سغراق به میان میآید، مقصود ظرفی است که مایع یا مِی را در آن میریختند و میان حاضران پخش میکردند.
تلفظ
این واژه در منابع لغوی بیشتر با ضمه اول (سُغراق) و گاه با فتحه اول (سَغراق) ضبط شده است. حرف «ق» در پایان آن نیز در گویشهای کهن تلفظ واضحی داشته و گاهی به صورت «سقراق» هم نوشته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر با راهنمای «کوزه لولهدار»، «جام شراب» یا «ظرف شراب قدیمی» مواجه شدید، واژه پنج حرفی «سغراق» یکی از پاسخهای اصلی و دقیق است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن و کاربرد تاریخی، میتوان از معادلهایی که به ظروف لولهدار یا جامهای نوشیدنی اشاره دارند استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای دقیق و همسنگ این واژه در زبان فارسی شامل واژگانی چون کوزه، پیاله، جام، ساغر، ابریق، ساتگین و صراحی است که همگی به نوعی ظرف نوشیدنی یا ظرف مِی اشاره دارند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی فارسی، به ویژه در اشعار مولانا، سغراق معنایی فراتر از یک ظرف مادی پیدا میکند. این واژه در این بستر نمادی از تجلی لطف و عشق ایزدی، فیض الهی و مستی روحانی است که روح سالک و انسان را سرمست از حقیقت میکند.
جمعبندی و توضیح کامل سغراق
واژه «سغراق» (یا سقراق) یک وامواژه کهن با ریشه ترکی است که از زبانهای ترکی قدیم وارد ادبیات و شعر فارسی (بهویژه سبک عراقی) شده است. این کلمه در اصل به معنای یک ظرف یا کوزه لولهدار سفالی، چینی یا فلزی است که در مجالس قدیمی برای ریختن و نوشیدن آب یا شراب از آن استفاده میشد.
اگرچه این واژه ریشه عربی ندارد و در قرآن کریم به کار نرفته است، اما در کتابهای تفسیر کهن فارسی کاربرد داشته و مفسران برای ملموس کردن مفاهیمی مثل پیمانه حضرت یوسف از آن بهره بردهاند. بیشترین درخشش این واژه در اشعار صوفیانه و عرفانی است که در آن، سغراق به عنوان نمادی از پیمانه فیض معنوی و تجلی عشق خداوند مطرح میشود.