یعنی چه
گرز خشخاش به غلاف یا کپسول کروی و توخالی گیاه خشخاش گفته میشود که دانههای ریز خشخاش درون آن قرار دارند. در زمان سبزبودن، از تیغزدن این غلاف شیرابهای استخراج میشود که پس از خشک شدن به تریاک تبدیل میگردد. در متون کهن به دلیل شباهت ظاهری این غلاف به سرِ گرز (سلاح کوبنده)، به این نام خوانده شده است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «گُرز» (با ضمه گاف و سکون راء) و «خَشْخاش» (با فتح خاء اول، سکون شین و فتح خاء دوم) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه معمولاً «گرز خشخاش» (۸ حرف) یا مترادف معروف آن یعنی «کوکنار» (۵ حرف) است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این اندام گیاهی از واژههای pod یا capsule در کنار نام گیاه خشخاش (Poppy) استفاده میشود.
به عربی
در متون پزشکی و طب سنتی عربی، به دلیل خاصیت ضد سرفه جوشاندهٔ آن، اصطلاح استعاری «رمان السعال» به معنی انارِ سرفه نیز کاربرد داشته است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای توصیف غلاف خشخاش از کلمات koza (به معنی غوزه/پیله) و kapsül استفاده میشود.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و اساطیر جهان، گرز خشخاش به دلیل خواص تخدیرکننده و خوابآوری که دارد، نماد بیخبری، خواب آسوده، فراموشی و گاهی مرگآسایی است. در عین حال، در طب سنتی به عنوان مسکنی قوی برای تسکین دردهای شدید، نمادی از آرامشبخشی و پایان رنج به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل گرز خشخاش
عبارت «گرز خشخاش» یک ترکیب واژگانی اصیل و کهن در زبان فارسی است که به غلاف کروی، توخالی و میوه مانند گیاه خشخاش اشاره دارد. دلیل نامگذاری آن به «گرز»، شباهت ظاهری این کپسول گیاهی به سرِ سلاح سنتی گرز است. در لغتنامههای معتبری مانند دهخدا، از این ترکیب با مترادفهایی همچون «کوکنار» یا «غوزه خشخاش» یاد شده است.
این واژه افزون بر کاربردهای گیاهشناسی و طب سنتی، جایگاه ویژهای در ادبیات منظوم و منثور فارسی دارد. شاعران و نویسندگان پارسیگوی از گرز خشخاش و شیرهٔ افیون آن به عنوان نمادهایی برای خواب عمیق، غفلت، تخدیر و آرامش موقت استفاده میکردهاند. در فرهنگ عامه نیز این اصطلاح کاملاً با مفاهیم مربوط به مواد خوابآور گره خورده است.