یعنی چه
تحجر در لغت به معنای سنگ شدن و در اصطلاح به ایستایی فکری و سرسختی در برابر اندیشههای نو گفته میشود. جمود نیز به معنی انجماد و یخزدگی است که در مفهوم مجازی به حالت دگماتیسم و بسته بودن ذهن اشاره دارد. ترکیب این دو کلمه نشاندهنده وضعیتی است که فرد یا جامعه با تعصب شدید به افکار گذشته میچسبد و عقل و استدلال را برای فهم شرایط جدید به کار نمیگیرد.
تلفظ
واژه تحجر به فتح تاء و حاء و تشدید جیم مضموم (تَحَجُّر) و واژه جمود به ضم جیم (جُمود) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این مفهوم معمولاً با نشانههایی چون خشکمغزی، واپسگرایی، تعصب جاهلانه یا دگماتیسم پرسیده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی متناسب با سیاق متن میتوان از واژههایی نظیر Dogmatism (جزمگرایی)، Bigotry (تعصب کورکورانه) و یا برای جنبه فیزیکی و فکری از Rigidity استفاده کرد.
به عربی
این ترکیب خود ریشه عربی دارد و در متون معاصر عربی نیز به صورت «التحجّر والجمود الفکري» برای توصیف واپسگرایی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی این ترکیب شامل کلماتی چون خشکمغزی، سختسری، کهنهپرستی، واپسگرایی و قشریگری است که همگی مفهوم دوری از پویایی را میرسانند.
در قرآن
خود واژههای «تحجر» و «جمود» به این صورت اسمی در قرآن نیامدهاند؛ اما ریشه آنها کاربرد دارد. برای نمونه در آیه ۷۴ سوره بقره، دلهای انسانهای لجوج به سنگ تشبیه شده است: «فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً» (دلهای شما مانند سنگ سخت شد یا سختتر از آن). همچنین قرآن مکرراً کسانی را که کورکورانه و بدون عقلانیت از سنتهای غلط گذشته پیروی میکنند، نکوهش کرده که این مصداق عینی جمود فکری است.
جمعبندی و توضیح کامل تحجر و جمود
ترکیب «تحجر و جمود» یکی از اصطلاحات کلیدی در ادبیات اجتماعی، مذهبی و سیاسی معاصر است که برای توصیف مخالفت سرسختانه با نوگرایی و پویایی به کار میرود. تحجر به معنای سنگ شدن فکر و نفوذناپذیری آن در برابر استدلالهای جدید است؛ همانطور که باران در سنگ صلب نفوذ نمیکند، حقیقت نیز در ذهن متحجر راهی ندارد. جمود نیز حالت انجماد، بیحرکتی و ایستایی را بازگو میکند که مانع از هرگونه انعطافپذیری عقیدتی میشود.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، نقطه مقابل این حالت منفی، «شرح صدر» یا همان گشایش سینه و روح برای پذیرش حق و حقایق نو است. جامعه یا فرد مبتلا به تحجر و جمود، با پافشاری متعصبانه بر ظواهر یا عادات گذشته، خود را از کاروان علم، معرفت و پیشرفت محروم میسازد و دچار دگماتیسم و واپسگرایی مفرط میگردد.