یعنی چه
البقاء به معنای باقیماندن، جاودانگی، پایندگی و دوام داشتن یک حقیقت یا موجود در برابر نابودی است. در اصطلاح فلسفه و تصوف، این کلمه به پایداری وجود پس از مرحلهی فنا اشاره دارد که از آن به «بقاء بالله» یاد میشود.
تلفظ
این واژه به صورت فتحهی الف و لام سکون، فتحهی باء و قاف کشیده همراه با همزه در پایان (اَلبَقاء) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «البقاء» دقیقاً ۶ حرف دارد و به عنوان معادل کلماتی چون پایندگی، جاودانگی و ماندگاری به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، واژگان Survival برای پایداری در حیات و Permanence یا Eternity برای مفاهیم فلسفی و جاودانگی استفاده میشوند.
به عربی
از آنجا که خود واژه «البقاء» اصالتاً عربی است، مترادفهای همزبان آن شامل الدوام و الخلود مىشوند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل پایدار بودن، زنده ماندن، ابدیت، ثبات و استمرار وجود در گذر زمان است.
در قرآن
خود واژه «البقاء» با الف و لام تعریف در متن قرآن نیامده است، اما مشتقات فعلی و اسمی آن کاربرد مهمی دارند؛ مانند آیه ۲۷ سوره رحمن ($وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ$) که بر پایداری ذات خداوند دلالت دارد و آیه ۷۳ سوره طه ($وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ$). همچنین «الباقی» از اسماء الهی است.
جمعبندی و توضیح کامل البقاء
واژه «البقاء» مفهومی ریشهدار و اصیل در زبان عربی است که به پهنه ادبیات، عرفان و زبان فارسی نیز راه یافته است. این کلمه در اصل بر معنای ماندگاری، پایداری و ادامهی حیات در برابر نیستی استوار است. در نگرش فلسفی و مذهبی، بقای مطلق تنها متعلق به ذات پروردگار دانسته میشود که برخلاف تمام پدیدههای جهان، دچار زوال و فنا نمیگردد.
در اصطلاحات عرفانی، البقاء تکملهای بر مفهوم فناست؛ به این معنا که سالک پس از رهایی از خودپرستی و منیت (فنا)، به هستی پایدار خداوند متصل شده و به مقام «بقا بعد از فنا» دست مییابد. در کاربردهای عمومی نیز این واژه نمادی از جاودانگی، استمرار اثر و پایداری در برابر سختیهاست.