یعنی چه
واژه قماش در زبان فارسی امروزه بهطور خاص به انواع پارچه و منسوجات اطلاق میشود. علاوه بر این، در ادبیات روزمره و گفتگوها، این کلمه کاربردی کنایی دارد و برای اشاره به صفت، طینت، سنخ یا نوع رفتار و خصوصیات گروهی از انسانها به کار میرود؛ مانند عبارت «آدمهایی از این قماش».
مترادف
این کلمه بسته به متن و کاربرد آن، مترادفهای متعددی در زبان فارسی دارد که از ابعاد مادی (پارچه و کالا) تا ابعاد معنایی و کنایی (نوع و همسنخ) را پوشش میدهد.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «قمش» گرفته شده است. در زبان عربی فصیح و قدیمی، قُماش به معنای خردهریزهای خانه، اثاثیه یا اشیای متفرقه و درهموبرهم بوده است که در سیر تطور زبان فارسی، تغییر معنایی یافته و به پارچه و منسوجات اختصاص پیدا کرده است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، پاسخ این واژه ۴ حرف دارد. بسته به نوع سوال، کلماتی مانند پارچه یا منسوج نیز میتوانند به عنوان کلمات جایگزین یا هممعنی مد نظر قرار گیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به معنای مادی قماش (پارچه و بافتنی) از این واژهها استفاده میشود.
به عربی
هرچند ریشه کلمه عربی است، اما در عربی فصیح قدیم به اثاثیه اطلاق میشده و امروزه در برخی لهجههای عامیانه به معنای پارچه به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل و دقیق فارسی برای این واژه کلماتی نظیر پارچه، دستباف، نساجی و جامه هستند که مستقیماً به مفهوم بافتنیها اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل قماش
واژه «قماش» نمونهای جذاب از سیر تطور و تغییر معنایی کلمات در زبان فارسی است. این کلمه که ریشه در زبان عربی دارد، در ابتدا برای اشاره به اشیای متفرقه، خردهریزها و اسباب و اثاثیه درهموبرهم خانه به کار میرفته است. با ورود به زبان فارسی، معنای آن محدودتر و در عین حال مشخصتر شد، به طوری که امروزه در بازار و گفتگوهای عمومی مستقیماً به معنای انواع پارچه، منسوجات و بافتنیها استفاده میشود.
از سوی دیگر، قماش در فرهنگ و ادبیات عامه فارسی کارکردی کنایی و نمادین پیدا کرده است. اصطلاح «از این قماش» برای توصیف جنس، ذات، طینت و ویژگیهای اخلاقی و رفتاری یک گروه از انسانها به کار میرود. در واقع، همانطور که پارچهها دارای جنس، کیفیت و تاروپود متفاوتی هستند، انسانها نیز از دیدگاه کنایی این واژه، دارای سنخ و طینتهای گوناگونی قلمداد میشوند.