یعنی چه
«شَکْل» واژهای است که برای بیان ظاهر، ساختار فیزیکی، فرم و قالب یک شیء یا پدیده به کار میرود. این کلمه به مرزهای بیرونی و تجسم مادی یک ایده یا موجودیت اشاره دارد که آن را از سایر چیزها متمایز میکند. در کاربرد کلاسیک، به معنای شبیه، طرز و گونه نیز آمده است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت «شَکْل» (با فتح شین و سکون کاف) تلفظ میشود.
در جدول
در مسابقات حل جدول، بسته به طراح سوال، پاسخ میتواند خود عبارت «شکل دهخدا» (۸ حرف) یا معادلهای آن مانند «صورت»، «فرم» و «هیئت» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی رایجترین معادلها برای این مفهوم واژگان Shape و Form هستند که به ترتیب به ساختار بیرونی و قالب کلی اشاره دارند.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی برای این واژه شامل «صورت»، «پیکره»، «قالب»، «نما»، «کالبد» و «ظاهر» هستند که هر کدام در سیاق خاصی کاربرد دارند.
در قرآن
خود واژه «شکل» به صورت مفرد در قرآن نیامده است، اما شکل جمع آن یعنی «أَشْكَال» یکبار در آیه ۵۸ سوره ص («وَآخَرُ مِنْ شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ») به معنی انواع و اقسام عذاب آمده است. همچنین واژه «شاکله» از همین ریشه در آیه ۸۴ سوره اسراء («قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ») به معنی ساختار روحی، خوی و نیت به کار رفته است.
نماد چیست
در فلسفه و هنر، «شکل» نماد تقابل ظاهر با باطن و صورت با ماده است. این واژه مرزها و خطوطی را بازگو میکند که به یک مفهوم انتزاعی، نظم و هویت ملموس و فیزیکی میبخشد.
جمعبندی و توضیح کامل شکل دهخدا
واژه «شکل» ریشهای عربی دارد و در لغتنامه دهخدا و سایر فرهنگهای معتبر به معانی گوناگونی از جمله صورت، هیئت، ظاهر، قالب و پیکره معنی شده است. این واژه در زبان فارسی کاربرد بسیار گستردهای دارد و در حوزههای هندسه، هنر و فلسفه برای بیان ویژگیهای ظاهری و ساختاری اشیاء استفاده میشود. متضادهای اصلی آن واژههایی چون باطن، معنا و محتوا هستند.
در متون دینی و قرآن کریم، این واژه به صورت مفرد یافت نمیشود اما مشتقات آن نظیر «اشکال» و «شاکله» به ترتیب به معنای انواع متناظر و ساختار وجودی انسان به کار رفتهاند. از نظر نمادین نیز، شکل تجسم مادی یک ایده و مرز میان جهان درون و بیرون را نشان میدهد.