یعنی چه
ترسخورده صفت مفعولی مرکب است و به فرد یا موجودی اطلاق میشود که به دلیل روبهرو شدن با عاملی تهدیدآمیز یا ناگهانی، دچار واهمه، وحشت و هراس شدید شده و آرامش قلبی خود را از دست داده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «تَرسخُورده» با سکونِ رین و سین در بخش اول، و ضمهٔ خاء در بخش دوم است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمهٔ «ترس خورده» با ۸ حرف است. از دیگر جایگزینهای متداول در جدول میتوان به هراسان، مرعوب و وحشتزده اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به میزان و شدت ترس، از واژههای مختلفی استفاده میشود که متداولترین آنها Scared و Frightened است.
به عربی
در زبان عربی واژهٔ «خائف» برای مفهوم کلی ترس و «مذعور» برای حالت شدیدتر و مفعولیِ ترسخوردگی و مرعوب شدن به کار میرود.
به فارسی
واژههای هممعنی و مترادف فارسی برای این مفهوم شامل وحشتزده، هراسان، بیمناک، رمیده و مرعوب است. در مقابل، کلماتی مانند شجاع، دلیر، بیباک، جسور و آسودهخاطر به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه، حالت ترسخوردگی با نشانههای فیزیکی مثل رنگپریدگی (روی زرد) و چشمان گشادشده نمادگذاری میشود. در نمادشناسی حیوانات نیز «خرگوش» و «آهو» به دلیل خصلت رمندگی، مظهر موجود ترسخورده هستند. در متون عرفانی این حالت نمادی از دوری از اطمینان قلبی و توکل کامل است.
جمعبندی و توضیح کامل ترس خورده
واژهٔ «ترسخورده» یک صفت مفعولی مرکب اصیل ایرانی است که ریشه در زبانهای کهنِ پهلوی و اوستایی دارد. این کلمه از ترکیب واژهٔ «ترس» (بیم و خوف) و «خورده» (صفت مفعولی از خوردن) تشکیل شده است؛ ترکیب افعال حسی و عاطفی با مصدر خوردن (مانند غصهخورده یا فریبخورده) در زبان فارسی ساختاری بسیار رایج و کنایی برای نشان دادن پذیرش کامل یک حالت است.
این واژه در ادبیات فارسی نماد بارزی از اضطراب، سستی و از دست رفتن تسلط روانی است. اگرچه خود این ترکیبِ مرکب به طور مستقیم در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیم همارز آن در قالب واژههایی چون «خائف» و حالات روحی ملازم با هراس و اضطراب شدید به تکرار توصیف شده است.
در مجموع، ترسخورده به کسی اطلاق میشود که آرامش روحیاش بر اثر یک عامل بیرونی یا درونی ملتهب شده و نمود فیزیکی آن معمولاً به صورت رمندگی، هولزدگی و رنگپریدگی ظاهر میشود؛ حالتی که در لغتنامهها با کلماتی نظیر مرعوب، هراسان و وحشتزده همپوشانی کامل دارد.