یعنی چه
مصلحتجو به کسی گفته میشود که در تصمیمگیریها و رفتارهای خود، عقلانیت، دوراندیشی و صلاح کار (فردی یا جمعی) را مبنا قرار میدهد. این ویژگی میتواند بار مثبت داشته باشد و به معنای خیرخواهی و تدبیر باشد، یا بار منفی داشته باشد و به منفعتطلبی و ابنالوقت بودن اشاره کند.
تلفظ
این کلمه بر اساس وزن واژگان ترکیبی فارسی و عربی به صورت «مَصْ لَ حَتْ جو» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این مفهوم واژه «مصلحت جو» است که از ۷ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
بسته به لحن و سیاق متن، معادلهای انگلیسی متفاوتی از جنبه واقعگرایی تا منفعتطلبی برای آن وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی از ترکیبهای توصیفی یا کلماتی که به سازش و عافیتطلبی اشاره دارند به عنوان معادل استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی سره و واژگان همردیف، معادلهایی چون خیرخواه، صلاحاندیش، مصلحتبین و عافیتطلب نزدیکترین برگردانها به این واژه هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مصلحت جو
واژه «مصلحتجو» یک صفت فاعلی مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب «مصلحت» (ریشه عربی صلح به معنی شایستگی و نیکویی) و «جو» (بن مضارع جستن فارسی) ساخته شده است. این کلمه مفهومی دوگانه دارد؛ در نگاه مثبت نماد عقلانیت، سنجش سود و زیان و ترجیح تدبیر بر هیجان است و در نگاه منفی میتواند به سازشکاری، منفعتطلبی و دور شدن از آرمانگرایی اشاره داشته باشد.
اگرچه خود واژه ترکیبی مصلحتجو در قرآن کریم به کار نرفته است، اما ریشه آن یعنی «صلح» بارها در قالب مفاهیمی چون صالحین و مصلحین (اصلاحگران) مطرح شده است. در فرهنگ و ادبیات، ترازوی سنجش یا شاخه زیتون را میتوان نماد استعاری این مفهوم دانست که نشاندهنده تلاش برای عبور از بحرانها با تکیه بر صلاحدید عاقلانه است.