یعنی چه
واژه حرضة در لغت به کسی اطلاق میشود که از شدت بیماری، پیری یا اندوه فراوان جسمش ذوب و نحیف شده و در آستانه مرگ قرار گرفته است. همچنین در کاربردهای دیگر به معنای فرد فاسد، ساقطشده و رهاشدهای است که امیدی به خیر او نیست و در عین حال ضرری هم به کسی نمیرساند.
تلفظ
این کلمه در زبان عربی غالباً به صورت حِرْضَة (با کسر حاء و سکون راء) یا حَرَضَة (با فتح حاء و راء) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف و طراح جدول میتواند «حرضة»، «حرض» یا «هالک» باشد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بسته به سیاق متن، نشاندهنده فرسودگی جسمی یا فساد اخلاقی هستند.
به عربی
در عربی معیار از واژههای هممعنی مانند حرض و هالک برای توصیف این حالت استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی برای رساندن این مفهوم از اصطلاحات مربوط به بستر مرگ یا خرابی احوال استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این کلمه شامل عباراتی چون «رو به موت»، «بیمار سخت»، «گداخته از غم» و در مفاهیم اخلاقی «فاسد» و «مهمل» است.
جمعبندی و توضیح کامل حرضة
واژه «حرضة» (یا حَرَض) ریشهای اصیل در زبان عربی دارد و از ماده ثلاثی (ح ر ض) مشتق شده است. مفهوم بنیادی این ریشه به معنای نزدیک شدن به فساد، تباهی و نابودی تدریجی است. در فرهنگ و ادبیات اسلامی، این واژه نماد اندوه جانکاه، فرسودگی مفرط و ذوب شدن تدریجی انسان در اثر هجران و بیماری تلقی میشود.
نمونه بارز و شهیر کاربرد این ریشه در قرآن کریم و در سوره مبارکه یوسف (آیه ۸۵) آمده است؛ آنجا که فرزندان حضرت یعقوب به او میگویند آنقدر در غم یوسف گریه و زاری میکنی تا «حَرَضاً» شوی، یعنی جسمت از شدت اندوه ذوب شود و در آستانه مرگ قرار گیری.
بنابراین حرضة در دو بستر معنایی عمده کاربرد دارد: نخست در زمینه جسمی و روحی به معنای انسانی نحیف، فرسوده و رو به موت؛ و دوم در زمینه اجتماعی و اخلاقی به معنای فردی تباهشده، بیخیر و رهاشده که دیگر امیدی به اصلاح او نیست.