یعنی چه
عبوسی در زبان فارسی به حالت یا صفت حاصل از عبوس بودن اشاره دارد. این واژه نشاندهنده گره در ابرو انداختن، درهم کشیدن چهره و داشتن رفتاری سرد و بیروح است که معمولاً برخاسته از ناخشنودی، اندوه یا عصبانیت درونی فرد میباشد.
تلفظ
این کلمه با فتح عین (عَ)، ضم باء (بو) و سین مکسور متصل به یای مصدری (سی) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه عبوسی به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «ترشرویی» یا «چهره درهم کشیدن» کاربرد دارد و کلمهای ۵ حرفی است.
به انگلیسی
این واژهها در زبان انگلیسی برای توصیف حالت روحی تاریک، چهره اخمآلود و رفتارهای سرد و بدون لبخند به کار میروند.
به فارسی
در واژهگزینی ادبی و روزمره فارسی، کلماتی مانند گرفتگی چهره، بدخلقی و تقطیب (گره در ابرو انداختن) به عنوان جایگزینها و برابرهای این واژه شناخته میشوند؛ در حالی که واژههای گشادهرویی، خوشرویی و بشاش بودن متضاد آن هستند.
در قرآن
خود اسم مصدر «عبوسی» مستقیماً در متن قرآن نیامده است، اما ریشه فعلی آن یعنی «عَبَسَ» در آیه اول سوره عبس («عَبَسَ وَتَوَلَّىٰ» به معنی چهره درهم کشید و روی گرداند) و همچنین صفت مبالغه آن در سوره انسان آیه ۱۰ («يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا» به معنی روزی سخت و هولناک) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل عبوسی
واژه عبوسی یک اسم مصدر در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی (ماده ع-ب-س) دارد. این کلمه به طور دقیق نمایانگر حالت ترشرویی، اخم کردن و گره افکندن در ابروان است که سیمای فرد را تاریک و ناخوشایند جلوه میدهد. در ادبیات فارسی، این واژه تنها به یک ویژگی ظاهری محدود نمیشود، بلکه بار معنایی عمیقتری دارد و مجازاً برای توصیف فضاها یا روزهای سخت، سنگین، سرد و عاری از شادمانی نیز به کار میرود.
بررسی ابعاد این کلمه در فرهنگهای لغت نشان میدهد که عبوسی در تقابل مستقیم با صفاتی پسندیده چون گشادهرویی، بشاشیت و خندهرویی قرار دارد. گرچه اصل این واژه با ساختار مصدری فارسی شکل گرفته، ریشه آن در متون شریف قرآنی نیز برای توصیف حالات چهره در برابر دیگران یا سختیِ بنیادینِ روز رستاخیز تصویر شده است که نشاندهنده اصالت و قدمت کاربرد معنایی آن در فرهنگ اسلامی و ایرانی است.