متضاد
واژههایی که مفهوم پاکی از خطا و عدم ارتکاب گناه یا جرم را میرسانند، متضاد این کلمه هستند.
در جدول
پاسخ معمول برای طراحان جدول در مواجهه با تعریف بزهکار یا خطاکار.
به انگلیسی
بسته به متن حقوقی یا عمومی، از این معادلها در زبان انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
واژه مجرم خود ریشه عربی دارد و در این زبان با ساختار اسم فاعل از فعل اجرم به کار میرود.
به فارسی
در زبان فارسی سره یا عبارات رایج، واژههایی مانند بزهکار و تبهکار دقیقترین برگردانها برای اشاره به کسی هستند که قوانین اجتماعی یا اخلاقی را نقض کرده است.
در قرآن
واژه مجرم و مشتقات آن دهها بار در قرآن کریم به کار رفتهاند. در فرهنگ قرآنی، مجرم صرفاً یک متهم حقوقی در دادگاه عرفی نیست، بلکه کسی است که با تکبر، تکذیب آیات و ارتکاب گناه، پیوند فطری خود را با حق و رحمت الهی قطع کرده است؛ مانند آیه شریفه «وَیَوْمَئِذٍ یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ».
نماد چیست
در متون ادبی، عرفانی و اخلاقی، مجرم به عنوان نمادی از انسانِ هنجارگریز شناخته میشود که با اختیار خود از مرزهای اخلاقی عبور کرده است. این واژه نماد گسستن پیوند با حقیقت و مواجهه با پیامد و جریمه اعمالِ خودساخته است.
جمعبندی و توضیح کامل مجرم
واژه «مُجرم» اصالتاً ریشهای عربی دارد و از مصدر «جُرم» (با معنای اولیه قطع کردن و چیدن میوه) مشتق شده است؛ چرا که فرد خطاکار با عمل خود پیوندش را با عدالت، اخلاق و قانون قطع میکند. در کاربرد روزمره و حقوقی، به هر کسی که قانون جامعه را نقض کند یا مرتکب بزه شود، مجرم میگویند.
این کلمه بار معنایی و دینی عمیقی نیز دارد و در متون مقدسی چون قرآن، در تقابل با مؤمنان و رستگاران، به کسانی اطلاق میشود که از مسیر حق منحرف شدهاند. واژههایی نظیر بزهکار، گناهکار و تبهکار از نزدیکترین معادلهای فارسی آن به شمار میروند.