یعنی چه
تملق در لغت و اصطلاح به معنای خوشامدگویی، چربزبانی و ستودن کسی بیش از حد استحقاق اوست؛ به طوری که محاسنی به طرف مقابل نسبت داده شود که واقعاً در او وجود ندارد.
متضاد
این واژه در منابع دقیق واژگانی یک ضد مستقیم و ثابت ندارد، اما در کاربرد معنایی با مفاهیمی چون صداقت و راستگویی تقابل دارد.
تلفظ
این واژه به صورت تَمَلُّق (tamalluq) تلفظ میشود که مصدر باب تفعّل است.
در جدول
واژه تملق کلمهای ۴ حرفی است که در جدولها با عناوینی چون چاپلوسی یا چربزبانی پرسیده میشود.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای انگلیسی برای این واژه Flattery (چاپلوسی عمومی) و Sycophancy (تملق برای کسب قدرت یا منفعت) هستند.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی این واژه شامل چاپلوسی، چربزبانی، مجیزگویی و رفتارهایی کنایی مانند بادمجان دور قابچینی یا کاسهلیسی است.
جمعبندی و توضیح کامل تملق
تملق واژهای با ریشه عربی (از ماده م ل ق) است که وارد زبان فارسی شده و در فرهنگ اخلاقی و ادبی به رفتاری فریبکارانه، همراه با ستایشهای دروغین و اغراقآمیز اشاره دارد. این رفتار معمولاً از سوی افراد فرودست یا منفعتطلب برای جلب توجه، کسب مال یا مقام از افراد صاحب قدرت سر میزند و در ادبیات نمادین با مفاهیمی چون روباهصفتی یا بادمجان دور قابچینی تصویر میشود.
از نظر ریشهشناختی، این واژه با «املاق» (به معنی فقر شدید) پیوندی ظریف دارد؛ چرا که انسان تهیدست گاه برای گذران زندگی ناچار به تملق میشود. در متون اخلاقی و دینی، تملقخواهی و تملقگویی به شدت نکوهش شده و در مقابل آن، صفاتی چون صداقت، صراحت و راستگویی ستایش شدهاند.