یعنی چه
این واژه در اصل به درختان خاردار نواحی خشک و بیابانی (مانند انواع اقاقیا) اطلاق میشود. در فرهنگهای لغت، آن را درختچهای دانستهاند که خارهای فراوان دارد و مسافران بادیه به خوبی با آن آشنا بودهاند.
مترادف
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی حرف میم است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عباراتی همچون «درخت خاردار بیابانی» یا «نام دیگر امغیلان» به این واژه اشاره دارند.
به انگلیسی
در منابع علمی و انگلیسی معمولاً به گونههای بیابانی خانواده اقاقیا مانند Acacia tortilis اشاره دارد.
به عربی
این واژه اصالتاً از زبان عربی وارد فارسی شده است.
به فارسی
گرچه مغیلان خود واژهای جاافتاده در فارسی است، اما نزدیکترین معادلهای گیاهی و بومی آن در فارسی «خارشتر» یا «خار بیابانی» است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در اشعار حافظ و سعدی، «خار مغیلان» استعاره از رنجها و دشواریهایی است که سالک یا عاشق در راه رسیدن به کعبه مقصود متحمل میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مغیلان
واژه «مغیلان» در اصل مخفف و شکل تغییریافته ترکیب عربی «اُمّ غَیلان» به معنی مادر غولها است. بومیان بیابان در گذشته بر این باور بودند که دیوها و غولهای بیابانی زیر سایه این درختچههای خاردار پنهان میشوند تا مسافران را گمراه کنند. این گیاه خودرو و پر از خارهای تیز، بومی مناطق خشک و بیابانی است و از نظر گیاهشناسی با خانواده اقاقیا قرابت دارد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، مغیلان جایگاه برجستهای دارد و ترکیب «خار مغیلان» به عنوان یک نماد و استعاره قدرتمند برای توصیف ملامتها، سختیها و موانع طاقتفرسای راه عشق و عرفان به کار میرود. شاعران بزرگ مانند حافظ به رهروان این راه توصیه میکنند که در مسیر رسیدن به کعبه مقصود، از آزار و زخم خارهای مغیلان هراسی نداشته باشند.
از نظر ساختاری این کلمه شش حرفی در بازیها و جدولهای کلمات متقاطع کاربرد زیادی دارد و معمولاً به عنوان پاسخی برای پرسشهایی با مضمون درختچههای بیابانی یا خارهای معروف ادبی شناخته میشود.