یعنی چه
واژه جزوی به هر چیزی اشاره دارد که کل را تشکیل نمیدهد بلکه پاره یا سهمی از یک مجموعه بزرگتر است. در اصطلاح علمی و فلسفی نیز به مفهوم یا فردی گفته میشود که تنها بر یک مصداق مشخص انطباق دارد و شامل عموم نمیشود.
تلفظ
این کلمه با ضمه حرف جیم، سکون حرف زای و واو مفتوح تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «بخشی از کل»، «کم و ناچیز» یا «منسوب به جزء» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در زبان انگلیسی برای مفهوم جزوی از واژگان متعددی استفاده میشود که همگی نشاندهنده نقص در کل یا میزان کم هستند.
به عربی
در زبان عربی از صفت نسبی جزئی برای بیان مفاهیم غیرکلی استفاده میشود که ریشه اصلی واژه فارسی جزوی است.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای بیان معنای مقطعی و بخشی از واژه Kısmi و برای اشاره به مقدار بسیار کم از وامواژه Cüzi استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی هستند که مفهوم محدودیت در حجم، مقدار یا گستره را رسانده و در برابر مفاهیم فراگیر و کامل قرار میگیرند.
در قرآن
خود این ساختار صفت نسبی در متن قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه اصلی آن یعنی «جزء» به معنی پاره و تکه، سه بار در آیات ۲۶۰ سوره بقره (درباره پرندگان حضرت ابراهیم)، ۴۴ سوره حجر (درباره درهای جهنم) و ۱۵ سوره زخرف به کار رفته است.
نماد چیست
این کلمه به عنوان یک صفت انتزاعی نماد ملی یا فرهنگی خاصی ندارد. در فضای نمادین و فلسفی، نشاندهنده نگاه محدود انسان، عدم کمال و نمادی از یک برش یا تکه از یک حقیقت بزرگتر (مانند نمودارهای ریاضی) تلقی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل جزوی
واژه «جزوی» یا «جزئی» صفت نسبی وامگرفته از ریشه عربی «جزء» است که در زبان فارسی کاربرد گستردهای دارد. این کلمه در پهنه زبان عمومی به معنای مقدار اندک، ناچیز، کم اهمیت یا بخشی از یک کل بزرگتر به کار میرود؛ به طوری که هرگاه سخن از خسارت یا تغییرات جزوی به میان میآید، هدف نشان دادن دامنه محدود آن رویداد است.
در علوم عقلی مانند منطق و فلسفه، واژه جزوی جایگاه تخصصی ویژهای دارد و به عنوان اصطلاحی در برابر «کلی» قرار میگیرد. در این بافت، به هر مفهوم یا پدیدهای که تنها بر یک مصداق مشخص دلالت کند و نتواند شامل افراد متعدد شود، جزوی میگویند که نشاندهنده مرزبندیهای دقیق علمی در ساختار زبان است.