یعنی چه
در اصطلاحات ادبی و کنایات زبان فارسی، این عبارت به معنی اداره کردن دکان، کسبوکار یا چرخ زندگی با استفاده از وام، قرض و اعتبار دیگران است؛ چرا که فرد خود سرمایه کافی ندارد. همچنین در معنای لغوی به چرخیدن مداوم مانند چرخ چاه آبکشی اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ این عبارت کنایی به صورت «بِ دُوابْ گَردیدَن» است که از سه واژه «به» (حرف اضافه)، «دولاب» (اسم) و «گردیدن» (فعل) تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، پاسخ دقیق این کنایه ادبی ۱۳ حرف دارد.
به انگلیسی
معادلهای مفهومی در زبان انگلیسی نشاندهنده فعالیت اقتصادی بدون داشتن دارایی شخصی و متکی بر وام هستند.
به فارسی
معادلهای سره و عبارات جایگزین فارسی آن شامل مواردی چون «به مال دگران بازی کردن»، «دستگاه عاریتی داشتن» و «روزگار را با وام گذراندن» است.
نماد چیست
دولاب یا چرخ چاه از خود آبی ندارد و فقط آب را دستبهدست میکند. از این رو، در ادبیات فارسی (بهویژه سبک هندی) نماد وابستگی شدید مالی، پایداری ناپایدار و ظاهرسازی در کسبوکار به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل به دولاب گردیدن
عبارت کنایی «به دولاب گردیدن» یکی از ترکیبهای نغز و استعاری در زبان و ادبیات فارسی است. این اصطلاح در اصل از مکانیزم چرخ دولاب (چرخ چاه آبکشی) وام گرفته شده است؛ چرخی که سرمایه و آبی از خود ندارد، بلکه مدام دور میزند، از یک سو پر میشود و از سوی دیگر خالی میکند. در مفهوم کنایی، این واژه به کاسبکاران یا افرادی اشاره دارد که بدون داشتن سرمایه شخصی و تنها با اتکا به مال، اعتبار، قرض و وام دیگران دکان خود را میچرخانند و به تعبیر امروزی، صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند.
این اصطلاح بهویژه در شعر سبک هندی و اشعار صائب تبریزی کاربرد داشته است. صائب در بیت معروف خود، پایدار نگهداشتن دکان با سرمایه عاریتی را به ساختن خانه در مسیر سیلاب تشبیه میکند که هر لحظه بیم فروپاشی آن میرود. بنابراین، اصطلاح مذکور بار معنایی هوشمندانهای از تلاشهای پرریسک اقتصادی و وابستگی معیشتی را دلالت میکند.