یعنی چه
منقار در اصل به اندام بیرونی و سخت دهان پرندگان گفته میشود که از مادهٔ شاخی (کراتین) روی استخوان فک تشکیل شده است. پرندگان از آن برای غذا خوردن، نوکزدن، کندن، دفاع و لانهسازی استفاده میکنند. در مفهوم گستردهتر، این واژه برای هر اندام یا شیء نوکمانند، تیز و باریک (مانند بینی عقابی یا دهانه برخی ظروف) نیز به کار میرود. این کلمه از ریشه عربی «نقر» به معنی نوک زدن یا سوراخ کردن گرفته شده و در واقع به معنی «ابزار نوک زدن» است.
جمله سازی
تلفظ
این واژه به صورت [مِـنْـقـار] (minqār) تلفظ میشود؛ حرف اول مکسور (با صدایِ إ) و حرف دوم ساکن است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «منقار» به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی شناخته میشود. برای پرسشهای مشابه، کلمات مترادفی چون نوک، نول، تک، چنگ و کلهت نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به نوع پرنده از واژههای متفاوتی استفاده میشود؛ Beak عمومیتر است و برای مرغان شکاری به کار میرود، در حالی که Bill بیشتر به نوک پرندگان آبزی مانند مرغابی اشاره دارد.
به عربی
خود واژه «منقار» ریشه عربی دارد و در این زبان نیز دقیقاً با همین صورت و معنا به کار میرود. این کلمه اسم آلت (ابزار) از ماده «نَقْر» است.
به ترکی
در ترکی استانبولی رایجترین معادل برای نوک پرندگان واژه «Gaga» است، در حالی که در ترکی آذربایجانی بیشتر از واژه «Dimdik» استفاده میشود.
نماد چیست
منقار در ادبیات و فرهنگ عامه نمادهای متعددی دارد. در پرندگان شکاری مانند عقاب و شاهین، نمادی از قدرت، تیزبینی، خشونت و غارتگری است. در شعر کلاسیک فارسی، منقار طوطی و بلبل کنایه از سخنوری، شیوایی کلام و نغمهسرایی است. همچنین اصطلاح سنتی «منقار زیر پر داشتن» در فرهنگ ما نماد سکوت اختیاری، مصلحتاندیشی یا عجز از سخن گفتن به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل منقار
واژه «منقار» یک اسم آلت با ریشه عربی (از ماده نقر به معنای نوک زدن) است که وارد زبان فارسی شده و به طور دقیق به اندام شاخی و سخت دهان پرندگان اشاره دارد. این عضو حیاتی وظایف متنوعی از جمله تغذیه، دفاع، لانهسازی و پاکسازی پرها را بر عهده دارد و در دنیای جدول و لغت با مترادفهای اصیل فارسی مانند نوک، نول و تک همپوشانی دارد.
اگرچه خود کلمه منقار به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده، اما همریشههای آن مانند «نقیر» (به معنی گودی بسیار ریز پشت هسته خرما که پرنده با منقار برمیدارد) در کتاب آسمانی به عنوان کنایهای از امور ناچیز و اندک ذکر شده است. در فرهنگ و ادبیات فارسی نیز این واژه بسته به نوع پرنده، بستری برای استعارههای گوناگون از سخنوری و نغمهسرایی تا قدرتطلبی و حتی سکوت مصلحتی بوده است.