یعنی چه
ترکیبی وصفی متشکل از دو واژهٔ «دلق» به معنای خرقه، جامه پشمی یا لباس ژندهٔ درویشان و «درشت» به معنای بزرگ، خشن و ناهموار است. در مجموع این عبارت به معنای لباس زبر، خشن و کهنهای است که صوفیان، زاهدان و تهیدستان به تن میکردند.
تلفظ
دَلقِ دُرُشت (dalq-e dorošt)
در جدول
در جدولهای متقاطع پاسخ این عبارت بر اساس تعداد حروف (۷ حرف) خودِ «دلق درشت» است و واژههای کلیدی چون خرقه، پشمینه یا مرقع از پاسخهای فرعی آن به شمار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم این نوع پوشش از صفتهای coarse و rough به همراه پوششهایی چون garment یا cloak استفاده میشود.
به عربی
در متون عربی معادلهای مربوط به خرقههای خشن و جامههای وصلهدار صوفیان برای این واژه به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژه kaba به معنی زمخت و خشن در ترکیب با لباس و خرقه برای این مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
جامه درویشی درشت، خرقه زبر، پشمینه خشن، مرقع زمخت، پلاس خشن، جامه زبر.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و عرفانی، این ترکیب نماد فقر اختیاری، زهد و تصوف (گاه صادقانه و گاه ریاکارانه)، دوری از تجملات دنیوی، عزت نفس، مناعت طبع و وارستگی از قید و بندهای مادی است.
جمعبندی و توضیح کامل دلق درشت
عبارت «دلق درشت» یک ترکیب وصفی و ادبی در زبان فارسی است که از دو جزء «دلق» (خرقه و جامه درویشان) و «درشت» (خشن و زبر) ساخته شده است. این اصطلاح به پوشش ساده، ضخیم و بیارزشی اشاره دارد که زاهدان، صوفیان و افراد تهیدست اما با مناعت طبع به تن میکردند. از نظر ریشهشناسی، واژه دلق معرب «دله» در فارسی پهلوی است که نام جانوری سمورمانند بوده و از پوست آن لباسهای زبر میساختند.
این ترکیب در متون تعلیم و تربیت و ادبیات عرفانی کاربرد فراوانی دارد؛ برای نمونه پروین اعتصامی در قطعه معروف آزادگی میگوید: «دید فرزندی به دلق درشت / پشتهای خار همی برد به پشت» که در اینجا لباس خشن پیرمرد خارکش نشانهای از سختی زندگی در عین آزادگی و عزت نفس اوست. در کل، دلق درشت اصطلاحی ثابت در لغتنامهها نیست، بلکه یک تعبیر ادبی برای تجسم بخشیدن به فقر آشکار، زهد بیپیرایه و سادهزیستی شدید است.