یعنی چه
«دشخوار داشتن» یک عبارت فعلی کهن و ادبی در زبان فارسی است که به معنی دشوار دانستن، سخت شمردن و با کراهت و ناخوشایندی به چیزی نگریستن است. وقتی فردی انجام کاری یا تحمل وضعیتی را بر خود سنگین، گران و ناگوار میبیند، در واقع آن را دشخوار میدارد.
تلفظ
این واژه به صورت «دُشْخْوار داشْتَن» تلفظ میشود. واو در بخش «خوار» از نوع واو معدوله است که در گذشته تلفظ خاصی داشته اما امروزه مانند «خواهر» یا «خواب» خوانده میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، معادل ۱۱ حرفی آن خودِ عبارت «دشخوار داشتن» است. از جایگزینهای دیگر آن میتوان به «دشوار داشتن» یا «کراهت» اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن میتوان از عباراتی که مفهوم سخت پنداشتن یا ناپسند داشتن را میرسانند استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی افعالی که بر وزن استفعال برای یافتن صفت (مثل استصعاب) میآیند یا واژگان مربوط به کراهت، دقیقترین معادلها هستند.
به فارسی
معادلهای روان و امروزی این عبارت در زبان فارسی شامل «دشوار داشتن»، «سخت شمردن»، «ناگوار دانستن»، «ثقیل دانستن» و «گران آمدن بر خود» است.
نماد چیست
این عبارت مفهوم مادی یا نماد بیرونی خاصی در فرهنگ عامه ندارد، اما در متون کلاسیک فارسی، نماد و مظهر سنگینی یک تکلیف، رنج و مشقت ذهنی، و تحمیل وضعیتی ناگوار و سخت بر روح و روان انسان است.
جمعبندی و توضیح کامل دشخوار داشتن
عبارت فعلی «دشخوار داشتن» یک ترکیب فصیح و کهن در ادبیات فارسی است که از صفت «دشخوار» (صورت باستانی واژه دشوار) و فعل «داشتن» به معنای پنداشتن و دانستن ساخته شده است. ریشه بخش اول آن به زبان پهلوی (duš-xvār) بازمیگردد که از پیشوند منفی «دش/دژ» (به معنی بد و ضد) و واژه «خوار» (به معنی آسان) تشکیل شده و در مجموع مفهوم «ضد آسانی» یا همان سختی را افاده میکند.
این واژه در متون ادبی و برگردانهای کهن قرآنی (مانند ترجمه تفسیر طبری) بیشتر به عنوان معادل واژههایی نظیر «کُره» و «استصعاب» به کار رفته است؛ به این معنا که انسان کار یا عاملی را بر خود گران، ناخوشایند و مکروه ببیند. استفاده از این تعبیر به نوشتههای کلاسیک جلوه ادبی و فخامتی ویژه میبخشد.