یعنی چه
واژهٔ «فَحَسْبُهُ» یک ترکیب عبارتی عربی و قرآنی است که از سه بخش «فَـ» (پس، بنابراین)، «حَسْبُ» (کافی بودن، بسنده بودن) و «ـهُ» (ضمیر متصل مفعولی به معنای او/برای او) تشکیل شده است. این عبارت در زبان فارسی به عنوان یک تعبیر یا اصطلاح دینی و ادبی به کار میرود و نشاندهنده کفایت کامل یک امر یا عاقبت برای فرد است.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت فتح اول (فَ)، فتح دوم (حَ)، سکون سین (سْ)، ضم باء (بُ) و ضمیر غایب (هُ) است که در متون قرآنی و ادبی به صورت «فَحَسْبُهُ» اعرابگذاری میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنمای «پس او را کافی است»، واژهٔ ۵ حرفی «فحسبه» مد نظر قرار میگیرد.
به عربی
در عربی معیار برای رساندن این مفهوم از فعل کفایت یا ترکیبهای مشابه نظیر «فَهُوَ حَسْبُهُ» استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی این اصطلاح به معنای کفایت کردن و کافی بودن برای یک فرد ترجمه میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق روان و کلاسیک این واژه در زبان فارسی شامل عباراتی چون «پس او را بس است»، «پس برای او کافی است» و «پس کفایت میکند او را» میباشد.
نماد چیست
این کلمه بسته به سیاق کاربرد آن در قرآن نماد دو مفهوم متفاوت است؛ در آیات رحمت و توکل (مانند فَهُوَ حَسْبُهُ) نماد بینیازی مؤمن و کفایت الهی است، و در آیات عذاب (مانند فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ) نماد کفایتِ کیفر، عاقبت قطعی عمل و قطعیت مجازات گناهکاران است.
جمعبندی و توضیح کامل فحسبه
واژهٔ «فحسبه» یک تعبیر ترکیبی عربی مأخوذ از قرآن کریم است که از ریشه ثلاثی «ح س ب» به معنی شمارش و کفایت ساخته شده است. این واژه در ادبیات فارسی کاربرد مستقلی به عنوان اسم ندارد، بلکه به عنوان یک عبارت کلی یا تضمین قرآنی برای بیان مفهوم «کفایت کامل» یا «بسندگی عاقبت کار» به کار میرود.
در ساختار آیات قرآنی، این کلمه در دو بافت متفاوت معنایی نشسته است؛ از یک سو در آیه توکل به عنوان مایه آرامش و بینیازی مؤمن از غیر خدا یاد میشود و از سوی دیگر در آیات انذار، به عنوان بیانی قاطع از این که دوزخ برای مجازات و کیفر خطاکاران کاملاً کافی و بسنده است، استفاده شده است.