یعنی چه
عدالت سرزمینی (یا عدالت فضایی) به معنای تخصیص و توزیع منصفانهٔ ثروت، بودجه، خدمات و زیرساختها در پهنهٔ جغرافیایی یک کشور است. هدف از این مفهوم، جلوگیری از تبعیضهای منطقهای، تمرکزگرایی و ایجاد توسعهٔ متوازن است تا مناطق دورافتاده یا حاشیهای به اندازهٔ مرکز از امکانات و فرصتهای رشد بهرهمند شوند.
تلفظ
این عبارت از ترکیب دو واژهٔ «عدالت» (با ریشهٔ عربی و کسرهٔ اضافه در پایان) و «سرزمینی» (واژهٔ اصیل فارسی با پسوند نسبت) تشکیل شده است.
در جدول
به انگلیسی
در متون تخصصی برنامهریزی شهری، جغرافیا و علوم سیاسی، از این دو اصطلاح برای اشاره به توزیع عادلانهٔ امکانات در فضا و سرزمین استفاده میشود.
در قرآن
عبارت ترکیبی و مدرن «عدالت سرزمینی» به صورت مستقیم در قرآن نیامده است، زیرا این یک اصطلاح علمی جدید در حوزهٔ آمایش سرزمین و جغرافیای سیاسی است. با این حال، آیات متعددی که بر برپایی «قسط و عدل» و جلوگیری از بیعدالتی و فساد در زمین تأکید دارند، با روح و مفهوم کلی این واژه کاملاً همخوانی دارند.
نماد چیست
این مفهوم نماد رسمی و واحدی ندارد، اما در ادبیات علمی، ارائهها و طراحیها معمولاً با تصویر «ترازو» (نماد سنتی برابری و قانون) که در کنار یا بر روی «نقشهٔ جغرافیایی یک کشور / کرهٔ زمین» قرار گرفته است، نشان داده میشود. همچنین شبکههای توزیع متوازن و برابرِ نقاط روی یک نقشه نیز بیانگر این مفهوم هستند.
جمعبندی و توضیح کامل عدالت سرزمینی
مفهوم عدالت سرزمینی یکی از ارکان اساسی در سیاستگذاریهای کلان، برنامهریزی شهری و آمایش سرزمین محسوب میشود. در یک سیستم مبتنی بر عدالت سرزمینی، محل تولد یا زندگی یک فرد نباید عاملی برای محرومیت او از حقوق اولیه، زیرساختها، خدمات بهداشتی، آموزشی و رفاهی باشد. این رویکرد به طور ویژه به دنبال از بین بردن شکافهای عمیق و تبعیضآمیز میان مرکز و پیرامون (نظیر پایتخت و شهرستانها) است.
دستیابی به این نوع عدالت نیازمند برنامهریزی دقیق و تمرکززدایی از قدرت و ثروت است. توسعهٔ متوازن تمامی مناطق، جلوگیری از مهاجرتهای بیرویه به کلانشهرها به دلیل فقر امکانات در مبدأ، و ایجاد فرصتهای شغلی و اقتصادی در سرتاسر پهنههای جغرافیایی یک کشور، از نتایج مستقیم و مهم پیادهسازی عدالت سرزمینی به شمار میرود.