یعنی چه
واژه «زندگی بخشیدن» به معنای اعطای حیات، زنده کردن و جان دادن است. این اصطلاح هم در مفهوم مادی و فیزیکی (مانند رویاندن گیاهان توسط باران یا احیای یک موجود) و هم در مفهوم معنوی و استعاری (مانند امید بخشیدن به یک انسان، روح تازه دادن به یک مجموعه یا پویا کردن یک جریان راکد) به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی به صورت «زِندِگی بَخشیدَن» است که از دو واژه «زندگی» (با کسره ز و د) و «بخشیدن» (با فتحه ب و سکون خ) تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول با موضوع اعطای حیات یا زنده کردن، عبارت «زندگی بخشیدن» یک پاسخ ۱۱ حرفی دقیق است. همچنین کلماتی مانند «احیا» یا «جان دادن» نیز به عنوان جایگزین کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، عبارات متنوعی برای این مفهوم وجود دارد؛ To give life عامترین شکل آن است، در حالی که To vitalize و To animate بیشتر بر جنبههای پویایی و بخشیدن روح حرکت دلالت دارند.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح اصلی برای رساندن این مفهوم، ریشه «حیی» و مصدر «إحیاء» (از باب افعال) است. همچنین ترکیب واژگانی «وهب الحیاة» به طور مستقیم معنای زندگی بخشیدن را افاده میکند.
در قرآن
مفهوم زندگی بخشیدن در قرآن کریم به صورت فعل الهی «إحیاء» بارها مطرح شده است. این مفهوم در دو جنبه نمود دارد: یکی حیات مادی و رستاخیز مانند آیه ۲۶۰ سوره بقره («...رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ...»؛ پروردگارا به من نشان ده چگونه مردگان را زنده میکنی) و دیگری حیات معنوی و هدایت پذیری انسانها مانند آیه ۲۴ سوره انفال («...اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ...»؛ اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را به چیزی میخوانند که به شما حیات میبخشد).
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات، «آب» و «باران بهاری» بزرگترین نمادهای طبیعی زندگیبخشی به زمین مرده هستند. در اسطورهها و دین، «دم عیسی» (اعجاز عیسوی در زنده کردن مردگان) و «چشمه آب حیات» نمادهای بارز این مفهوماند. در عرفان نیز «نفس مسیحایی» به عنوان نماد زنده کردن دلهای غافل و بخشیدن حیات معنوی به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل زندگی بخشیدن
عبارت «زندگی بخشیدن» یکی از اصطلاحات اصیل و پرکاربرد در زبان فارسی است که از ترکیب دو واژه «زندگی» (برآمده از پارسی میانه) و «بخشیدن» (به معنای عطا کردن) ساخته شده است. این عبارت در حقیقت به هر نوع فرآیندی اشاره دارد که در آن پدیدهای از حالت سکون، مرگ یا بیتحرکی به وضعیت پویایی، رشد و جریان داشتن منتقل میشود.
این مفهوم از یک سو در کیهانشناسی، علوم طبیعی و الهیات به عنوان فعل آفرینش و احیای طبیعت (مانند بارش باران بر زمینهای مرده) تعبیر میشود و از سوی دیگر، در ادبیات عرفانی و روانشناسی بر انگیزه دادن، ایجاد امید، و بیدار کردن دلهای مرده دلالت دارد. در متون دینی و بهویژه قرآن کریم، این صفت اصالتاً به خداوند متعال (به عنوان مُحیی) نسبت داده میشود که حیات مادی و معنوی را به موجودات افاضه میفرماید.