یعنی چه
درازه گویی به معنای زیادهگویی، اطناب و بیان کشدار و غیرضروری یک مطلب است؛ بهطوری که اصل پیام در میان انبوه کلمات گم شود و باعث خستگی شنونده یا خواننده گردد. این واژه کلمهای کلاسیک و ادبی است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «دَ رازِ گویی» (darāze-gūyī) است که از ترکیب صفت «دراز»، پسوند «ـه» و اسم مصدر «گویی» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه در شکل کامل خود ۹ حرف دارد. از طراحان جدول ممکن است به عنوان راهنما از مترادفهایی مثل اطناب، پرگویی، تفصیل یا درازنفسی استفاده کنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم درازه گویی و استفاده از کلماتِ بیش از حد، از واژگان تخصصی و عمومی فوق استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای فارسی و رایج این واژه عبارتند از: پرگویی، زیادهگویی، پرحرفی، لفاظی، درازنفسی و کلام کشدار. در ادبیات سنتی به این حالت «اطناب مخل» نیز میگویند.
نماد چیست
در نقد ادبی و سنت بلاغت، درازه گویی نماد ضعف نویسنده یا گوینده در رساندن مغز کلام و عدم رعایت ایجاز است. در تمثیلهای عامیانه و کنایی، گاهی به خاطر تکرار مکررات یا صدای پیوسته، به پرندگانی چون طوطی یا کلاغ تشبیه میشود.
جمعبندی و توضیح کامل درازه گویی
درازه گویی (یا درازگویی) یکی از آسیبهای کلامی و نگارشی است که در آن گوینده یا نویسنده، فصیح بودن کلام را فدای کلمات اضافه میکند. این واژه کاملاً ریشه فارسی دارد و از ترکیب صفت «دراز» و مصدر «گفتن» پدید آمده است. نقطه مقابل این مفهوم در ادبیات، «ایجاز» یا گزیدهگویی است که هنر بیان بزرگترین مفاهیم در کمترین کلمات ممکن به شمار میرود.
در فرهنگهای واژگان معتبر مانند دهخدا، این ساختار زبانی نشانهٔ پرحرفی ملالآور قلمداد میشود. هر چند این واژه به صورت مستقیم در متون مقدسی مانند قرآن به دلیل زبان عربی آن وجود ندارد، اما مفهوم سرزنشِ سخن بیهوده و زائد تحت عنوان «لغو» همواره مورد توجه بوده است. رعایت اعتدال در سخن و پرهیز از طولانی کردن بیجهت کلام، از ارکان اصلی بلاغت در تمام زبانهاست.