یعنی چه
جلمود در لغت به معنای پارهسنگ بزرگ، خرسنگ یا تختهسنگی بسیار سخت و عظیم است. این واژه برای توصیف صخرههای بزرگی به کار میرود که به دلیل سنگینی و صلابت فراوان، به سادگی جابهجا نمیشوند. در معنای ثانویه و قدیمی، در زبان عربی گاه به شتران سالخورده و کلانسال نیز اطلاق میشده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت جُلْمُود (ضم جیم و سکون لام) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ واژهٔ پنجحرفی «جلمود» برای راهنماهایی چون «سنگ بزرگ»، «تختهسنگ» یا «خرسنگ» استفاده میشود.
به انگلیسی
در اصطلاحات زمینشناسی و عمومی انگلیسی، دقیقترین معادل برای آن Boulder است که به صخرهها و خرسنگهای بزرگ با قطر بیش از ۲۵۶ میلیمتر گفته میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان به عنوان اسم جنس یا صفت برای سنگهای بسیار صلب و کلان به کار میرود. جمع آن «جلامید» است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل خرسنگ، تختهسنگ، صخره و سنگِ سخت و گران است که در متون کهن و لغتنامههای معتبری چون دهخدا و عمید به آنها اشاره شده است.
نماد چیست
در ادبیات و مفاهیم نمادین، جلمود مظهر و نماد سرختی، صلابت، ثبات شدید، دگرگونناپذیری و بیتحرکی است. گاهی نیز در اشعار و استعارهها به عنوان نمادی برای سنگدلی یا بار سنگینِ مسئولیت و مشکلات روزگار به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل جلمود
واژهٔ «جلمود» یک واژهٔ اصیل عربی به معنی تختهسنگ بزرگ و خرسنگ سخت است که وارد زبان فارسی شده و در لغتنامههای کلاسیک مانند دهخدا و عمید به ثبت رسیده است. این کلمه با وجود کاربرد فراوان در ادبیات کهن عرب و شعر جاهلی (مانند شعر معروف امرؤالقیس)، در متن قرآن کریم به کار نرفته است و نباید آن را با واژگانی چون جلود (پوستها) اشتباه گرفت.
از نظر ساختاری، جلمود کلمهای پنجحرفی است و در زمینشناسی معادل واژه Boulder در نظر گرفته میشود که به سنگهای بسیار بزرگ و صیقلی اطلاق دارد. در کاربردهای نمادین و ادبی، این واژه همواره برای نشان دادن پایداری، سرختی، صلابت و عدم انعطافپذیری در برابر تغییرات یا مشکلات بزرگ زندگی به کار میرود.