یعنی چه
واژهٔ ضخیم به ویژگی جسم یا پدیدهای اشاره دارد که قطر، عرض یا حجم آن در بُعد فیزیکی زیاد باشد. این کلمه در توصیف اشیایی به کار میرود که در برابر نازکی قرار دارند و ساختاری فشرده یا محکم دارند.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی به صورت ضَخیم (zaxim) با فتح حرف اول تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، عبارت «مترادف ضخیم» دقیقاً به عنوان یک کلید ۱۰ حرفی کاربرد دارد که پاسخ آن میتواند کلماتی چون کلفت، ستبر یا قطور باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی اصلیترین و رایجترین معادل برای توصیف اجسام دارای قطر زیاد، واژهٔ Thick است.
به عربی
علاوه بر اینکه خود واژهٔ ضخیم ریشهٔ عربی دارد و در فصیح به کار میرود، واژگانی مانند سمیک و غلیظ نیز معادلهای دقیق آن هستند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به اشیای قطور، ستبر و کلفت از کلمهٔ Kalın استفاده میشود.
به فارسی
برگردانهای خالص و رایج فارسی برای این واژه که از زبان عربی وام گرفته شده، کلماتی نظیر کلفت، ستبر، قطور، تناور و تنومند هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مترادف ضخیم
واژهٔ «ضخیم» یک وامواژهٔ عربی از ریشهٔ (ض خ م) است که در زبان فارسی کاربرد بسیار گستردهای دارد. این کلمه در معنای فیزیکی برای توصیف اجسامی به کار میرود که دارای قطر، حجم یا ضخامت زیادی هستند و در نقطهای مقابل واژگانی چون نازک، باریک و لطیف قرار میگیرند. در فرهنگ معتبر لغت و ادبیات فارسی، کلماتی مانند کلفت، قطور و ستبر به عنوان نزدیکترین مترادفها برای آن شناخته میشوند.
این واژه گرچه به صورت مستقیم در متن قرآن مجید نیامده است، اما در ادبیات فارسی گاهی به عنوان نمادی از استواری، مقاومت، سنگینی و حتی در برخی بافتهای کنایی به معنای عدم ظرافت یا پیچیدگی بیش از حد (مانند بوروکراسی ضخیم) به کار میرود. شناخت مترادفهای آن علاوه بر غنای گفتاری، در حل معماها و جدولهای کلمات نیز کاربرد زیادی دارد.